آرمان شهر در اندیشۀ فروغ فرّخزاد و نازک الملائکه

نویسندگان
doi
10.22103/jcl.2013.673
چکیده

چکیده آرمان­شهر بازتابی از آرزوی نویسنده برای تکامل و بقاست. به نظر می­رسد آرمان­شهرهای شاعران صرف­ نظر از ملیّتشان، خصوصیّات مشترکی داشته باشد؛ چراکه ادبیّات و به تبع آن شعر ریشه در روح انسان دارد و ویژگی­های آرمان­شهرها نیز بر اساس اصول انسانی زندگی بشری شکل می­گیرند و در عصر جدید ادبیّات تطبیقی بستری مناسب را برای پژوهش در این زمینه فراهم ­آورده است. این مقاله بر پایۀ مکتب آمریکایی ادبیّات تطبیقی، که با نگاهی فرامرزی وجود شباهت­ بین آثار ادبی را، برآمده از روح مشترک بشری می­داند، آرمان­شهر در اشعار دو شاعر معاصر ایرانی و عراقی– فروغ فرّخزاد و نازک­الملائکه- را بررسی می­کند. به این منظور ابتدا عمده­ترین دغدغه­های فروغ و نازک را که سبب پی­ریزی شهری آرمانی گردیده است، بیان کرده، سپس، ویژگی­های آرمان­شهرهای این دو شاعر را برمی­شمرد. از مهم­ترین دستاوردهای این پژوهش می­توان به این موارد اشاره کرد: 1. قرابت­های فرهنگی، دینی و جغرافیایی در نزدیکی دیدگاه­ دو شاعر نقش بارزی ایفا می­کند. 2. آرمان­شهر بازتابی از دغدغه­های اجتماعی و عاطفی فروغ و نازک است. 3. خلق شعرهای آرمانی، بیش­تر حاصل دورۀ­ پختگی و کمال آن­هاست. 4. هرچند عوامل شکل­دهنده­ و ویژگی­های آرمان­شهر فروغ و نازک شبیه یکدیگرند، امّا تفاوت­هایی نیز دیده می­شود. 5. هر دو شاعر به خوبی توانسته­اند رسالت شاعرانۀ­ خود را در بیان درد و رنج­های ملّت خویش ادا کنند.