تحلیل ساختاری قصههای صمد بهرنگی و شارل پرو بر اساس آراء پراپ و برومون
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه تهران،
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه تهران
3 دانشجوی دکترای گروه زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه تهران
doi
10.22059/jor.2021.317759.2101چکیده
یکی از عمدهترین زمینههای مورد علاقه پژوهشگران درخصوص قصههای عامیانه بررسی ساختار این قصهها بوده است. ولادیمیر پراپ با علم بهاینکه سیستم طبقهبندی آرنه-تامسون نمیتوانست بطورکـامل در مورد قصههای پریان کاربرد داشته باشد، تلاش کرد تا بهالگو دقیقتری دست یابد. بههمین منظور او پس از تحلیل صد قصه عامیانه روسی بهاین جمعبندی رسید که قصههای پریان، علیرغم تنوع ظاهری، ازنظر قهرمانان و کارکرد، همسان هستند. در ادامه تلاش پژوهشگران برایتعیین ساختار قصههای پریان، کلودبرومون معتقد بود که در هرقصه ابتدا وضعیت متعادل برقرار است، پساز آن اتفاقی رخ میدهد که ثبات اولیه تغییر یافته و بهوضعیت نامتعادل تبدیل میشود و سرانجام بعد از رسیدن قهرمان قصه بههـدفش و یا شکست در دستیابی بهآن وضعیت متعادل سامان یافتهای شکل میگیرد. در این مقاله چهار قصــه از صمد بهرنگی و چهار قصه از شارل پرو نویسنده فرانسوی قرن هفدهم میلادی با بهرهگیری از الگوهای پراپ و برومون بررسی شدهاست. نتایج بدستآمده نشان میدهد الگوی پراپ، بر خلاف الگوی ارائه شده توسط برومون، نمیتواند بطور کامل با ساختارقصههای موردبررسی انطباق داشته باشد.