حکم فقهی تلفیق فتوی در مذاهب اربعه اهل سنّت
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری فقه شافعی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم تحقیقات تهران
2 دانشیار دانشگاه تهران
3 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم تحقیقات تهران
doi
10.22067/jfu.v52i3.75902چکیده
تلفیق آن است که فرد با انتخاب آرای مذاهب مختلف در باره یک مسأله به گونهای عمل کند که عمل او مطابق با رأی هیچکدام از مذاهب، صحیح نباشد. فقها درباره حکم تلفیق به سه دسته تقسیم شدهاند، گروهی با استناد به اجماع، سدّ ذریعه، و عدم وجود سابقه در صدر اسلام به طور مطلق قائل به عدم جواز آن شدهاند؛ در مقابل، گروهی دیگر به جواز مطلق آن قائل شدهاند. این گروه برای صحت قول خود به آیات و روایات دال بر رفع حرج و تکلیف، عمل صحابه، جواز تقلید عامی از مجتهد و برخی از قواعد فقهی استناد جستهاند. دسته سوم تلفیق را با شروط و ضوابطی چون عدم مخالفت با اجماع، منجر نشدن به تتبع رخص، عدم مخالفت با قواعد شرع و اهداف شارع جایز دانستهاند. با مقایسه دیدگاههای سه گانه فوق و ادلّه آنها میتوان گفت که دیدگاه سوم راجح به نظر میرسد؛ از آن رو که اولاً با منع مطلق تلفیق، اسباب عُسر و حرج را برای مکلّفان فراهم نکرده و با روح تیسیر و آسانگیری شریعت نیز هماهنگی دارد و از سوی دیگر با قرار دادن شروط و ضوابطی از اشکالاتی که در نظریه جواز مطلق تلفیق وجود دارد جلوگیری کرده است.