کاوشی در حلّ نسبتِ تعارض‌نمایی قاعده «لاحرج» با اعمال حرجی اسلام؛ پاسخ‌ها و تحلیل‌ها

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث دانشگاه علوم اسلامی رضوی

2 استادیار دانشگاه علوم اسلامی رضوی

doi
10.22067/jfu.v52i3.78480
چکیده

قاعده نفی حرج یکی از کارآمدترین و مهمترین قواعد فقهی به لحاظ کاربرد در ابواب گوناگون فقه است. عمومیت این قاعده با احکام مشقت‌زا و حرجی که در دین وجود دارد؛ ناسازگار می‌نماید. از این‌رو نوشتار حاضر در پی پاسخ به این سؤال برآمد که چگونه می‌توان هم ادله احکام مشقت‌آمیز را پذیرفت و هم ملتزم به نفی احکام حرجی در دین شد؟ نتایج این نوشتار که به شیوه توصیفی-تحلیلی و روش کتابخانه‌ای تهیه شده است؛ نشان می‌دهد از مجموع پاسخ‌های مطرح شده به این شبهه، چهار رویکرد قابل ارائه است: نپذیرفتن وجود احکام حرجی در دین (اشکال صغروی)، نپذیرفتن شمول بدون تخصیص قاعده (اشکال کبروی)، تصرف در معنای «حرج» و نپرداختن به اصل شبهه. در میان همه پاسخ‌ها، نظریه «تخصیص قاعده نفی حرج»، پاسخی مناسب و بدون اشکال است. سایر جواب‌ها یا اساساً مخدوش است و یا نیازمند قرائن و شواهد مکمّل و از این رو نمی‌توان آن‌ها را به عنوان پاسخی مستقل، پذیرفت.