صوفیان و سلاطین: کنش‌‌های سیاسی شیوخ نقشبندی در قلمرو اشترخانیان

نویسندگان

1 مدرس گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی دانشگاه فردوسی

2 دانشیار، گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی، دانشکده الهیات دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.30473/lhst.2023.9527
چکیده

تصوف که در پی فروپاشی حکومت مغول به‌تدریج از خلوت خانقاه‌‌ها پا به عرصه‌‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی و سیاسی نهاده بود، در دوره تسلط ازبکان بر ماوراءالنهر همچنان نقش قابل‌‌توجهی را در این حوزه‌‌ها ایفا می‌‌کرد. در این میان طریقت نقشبندیه به سبب گستردگی و نیز پیروان پرشمار از اهمیت بیشتری برخوردار بود. خاندان‌‌های متنفذ نقشبندی که در ماوراءالنهر دوره تیموری و شیبانی حضور پررنگی داشتند در دوره اشترخانیان نیز نفوذ، اعتبار و ارتباط نزدیک خود با حکومت را حفظ کردند. باوجوداین، ضرورتاً روابط میان خاندان‌‌های مختلف نقشبندی با خوانین اشترخانی یکسان نبود. بررسی کنش‌‌های سیاسی خاندان‌‌های نقشبندی و عوامل مؤثر بر آن در دوره اشترخانی، موضوع پژوهش حاضر است. بنا بر یافته‌‌های این پژوهش، شیوخ‌‌ صوفی‌‌ نقشبندی، طیف وسیعی از تعامل و تقابل با دستگاه قدرت را نمایان ساختند ضمن اینکه خود نیز برای مدتی کوتاه در رأس هرم قدرت قرار گرفتند. میانجی‌‌گری در میان مدعیان قدرت، نظامی‌‌گری و حکمرانی در شمار نقش‌‌هایی بود که شیوخ‌‌ نقشبندی در عرصه سیاست این دوره ایفا کردند. نوع کنش شیوخ صوفی نسبت به خوانین، تابعی از منافع محلی، خاندانی و عمومی آن‌ها بود. درحالی‌که خاندان‌‌های نقشبندی مقیم بخارا، کرسی اصلی حکومت اشترخانیان، در راستای حفظ وضع موجود، عمدتاً در پی تعامل و ارتباطی حسنه با خوانین وقت بودند و شیوخ نقشبندی سمرقند، با هدف تغییر وضع به نفع ایالت خود، غالباً در کنار مخالفان بخارا می‌‌ایستادند.