مناسبات حکومت و دودمان‌های محلی شیراز عصر ناصری و تأثیر آن بر جامعه ‌شهری

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری تاریخ ایران، دانشگاه تربیت مدرس، تهران- ایران

2 دانشیار گروه تاریخ، دانشگاه تربیت مدرس، تهران- ایران

3 دانشیار گروه تاریخ، دانشگاه تربیت مدرس، تهران- ایران

doi
10.30473/lhst.2021.8545
چکیده

با اینکه پادشاه در رأس نظام سیاسی دورة قاجاریه قرار داشت؛ اما فاقد نیروی لازم برای تسلط بر گروه­های قدرتمند شهری مانند خاندان­های محلی بود. مسئله پژوهش حاضر، چگونگی ارتباط حکومت قاجاریه در عصر ناصری با خاندان­های بانفوذ شیراز و همچنین تأثیر مناسبات بین حکومت با خاندان­های مذکور بر جامعه­شهری شیراز بوده که با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی و تکیه بر داده­های کتابخانه­ای مورد بررسی قرار گرفته است. بر اساس یافته­های پژوهش، قدرت طبقه حاکم از سوی خاندان­های بانفوذ شیراز مانند قوام­الملک، مشیرالملک و خوانین قشقایی که معمولاً سمت­های مهم حکومتی دریافت می­کردند، محدود می­شد. تا آنجا که گاه قدرت یک خاندان مانند قوام­الملک به حدی افزایش می­یافت که به نوعی آن خاندان، حاکم واقعی شیراز محسوب می­شد. البته خاندان­های مذکور رقیب یکدیگر نیز محسوب می­شدند و همواره تلاش می­کردند از طریق اتحاد با حکومت علیه خاندان رقیب اقدام کنند. حاکمان فارس نیز که معمولاً قادر به کسب رضایت همه خاندان­ها نبودند، به ناچار علیه یک خاندان با دیگر خاندان­ها متحد می­شدند. به طوری که فرهاد میرزا معتمدالدوله تنها از طریق اتحاد با دیگر خاندان­ها­، موفق به حذف خاندان مشیرالملک از نهاد قدرت در شیراز شد. نحوه مناسبات بین حکومت و خاندان­ها بر جامعه­شهری شیراز نیز تأثیر داشت که از آن جمله می­توان به وضعیت نظم و امنیت، قیمت اجناس و به‌ویژه کا لاهای اساسی و همچنین میزان رضایت اقشار مختلف جامعه­ شهری شیراز اشاره کرد.