دست تاریک دست روشن بازنمودی از داستان‌نویسی غرب و سنت ایرانی-اسلامی

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بوعلیسینا همدان، ایران

2 دانشآموختۀ کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی

doi
10.22059/jor.2019.261551.1718
چکیده

هوشنگ گنویسنده ای است با افکار پیچیده و در عین حال با لفظ پردازی‌های ساده که در پس این الفاظ صریح و قابل فهم، نمادهایی خاص و ناب، پنهان است که ذهن پژوهشگر با کشف آن‌ها به عظمت وسعت دید نویسنده پی می‌برد. از جمله داستان‌های قابل تأمل و نمادینِ او دست تاریک دست روشن است. در این داستان نویسنده با ژرف اندیشی یک نویسندۀ ایده‌آلیسم و با به کارگیری فنون نویسندگی غربی مانند زخم شمشیر بورخس و همچنین با استفاده از چارچوب داستان دختر قاضی از قاضی تنوخی، صاحب کتاب فرج بعد از شدت به صورت سمبلیک و راهبردی به بیان مفاهیم عمیق و تعیین کننده جامعۀ خویش می پردازد. در این جستار، تأثیر دو داستانِ دختر قاضی در کتاب فرج بعد از شدت و نیز زخم شمشیر از خورخه لوییز بورخس بر داستان دست تاریک دست روشن از هوشنگ گلشیری مورد تحلیل و واکاوی قرار گرفته شده است.