تحلیل عوامل موثر بر شکل گیری ساختار چندهسته ای شهرها (نمونه موردی: کلانشهر کرمانشاه)

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای تخصصی جغرافیا و برنامه ریزی شهری، واحد مرند، دانشگاه آزاد اسلامی، مرند، ایران

2 استادیار گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، واحد مرند، دانشگاه آزاد اسلامی، مرند، ایران

3 استاد گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، واحد مرند، دانشگاه آزاد اسلامی، مرند، ایران

doi
10.30495/jupm.2022.29212.4024
چکیده

تجربه توسعه شهری نشان داده است که بخش مرکزی شهرها به مرور توان خود را در برخی ابعاد به ویژه در اسکان طبقات مرفه و ارائه خدمات نوین و پیشرفته از دست می‏دهند. در نتیجه شهرها به طور طبیعی به پهنه‏های جدید جهت ساماندهی جمعیت، فعالیت و خدمات روی آورده و مناطق جدید شهری در قالب ساختار چندهسته‏ای پدید می‏آورند. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی ـ غیرتجربـی و در چارچوب الگوی تحلیلی ـ موردی انجام شده‏ است. جهت تحلیل داده‏ها از مدل GMM، آمار فضایی، روش پیترهال و شاخص اختلاط کاربری استفاده شده است. مطابق با نتایج مناطق 1، 3 و 4 بیشترین میزان فعالیت و کارکرد را داشته‏اند. ارزیابی ساختار شهر وجود یک هسته قوی در منطقه 1 و هسته‏های فرعی ضعیف‏تری در مناطق را نشان می‌دهد، اما کارکرد‏ اصلی در شهر کرمانشاه دارای الگوی تک هسته‏ای است. مطابق نتایج فرضیه صفر آزمون موران (0.003) در مناطق 8گانه کلانشهر کرمانشاه سه فاکتور فاصله‌، درجه تمرکز و عامل دسترسی در سطح معناداری بالایی تأیید می‌شود. ضریب خودهمبستگی فضایی در سطح بالایی معنادار است و مؤید وجود وابستگی فضایی در اجزا اخلال مدل رشد هسته مسکونی و ارتباط معنادار آن با سایر کاربری‌های شهری است. به این معنی که شوک وارد بر یک هسته، به دیگر هسته‌ها نیز سرایت کرده است. نتایج نشان می‌دهد که رشد هسته مسکونی در یک منطقه تا چه میزان متأثر از شوک وارد بر تابع فاصله و میزان دسترسی به هر هسته در سایر مناطق شهر بوده است. در بین متغیرهای موجود، درجه تمرکز یا تفرق جمعیت (117.03) و درصد توزیع کاربری‌های مسکونی (0.7402) به عنوان مهم‌ترین عوامل و متغیر فاصله (0.687-) به عنوان متغیر کنترل، دارای اثر منفی بر رشد و توزیع هسته تجاری بوده است به این معنی که کاربری‌های تجاری با فاصله بیشتر از هم، رشد پایین‌تری داشته‌اند.