انقلاب نسبت و اعتبارسنجی آن در رفع تعارض ادلّه

نویسندگان

1 دانشیار گروه الهیات دانشگاه یاسوج

2 دانش آموخته دکتری الهیات دانشگاه یاسوج

3 استادیار گروه الهیات دانشگاه یاسوج

4 استادیار گروه الهیات دانشگاه یاسوج

doi
10.22067/jfu.v51i2.60902
چکیده

یکی از مباحث مهم باب تعارض در علم اصول انقلاب نسبت است و آن زمانی است که در میان بیش از دو دلیل، تعارض مستقر پدید آید. پس از تخصیص یا تقیید دو دلیل، نسبت یکی از آن دو با دلیل سوم ملاحظه می‌شود که به وسیله آن دلیل سوم، نسبت آن‌ها از تعارض مستقر به تعارض غیر مستقر، تبدیل می‌گردد. در این پژوهش سعی شده از رهگذر تحلیل حجّیّت انقلاب نسبت، آن دسته از تعارض ادلّه که تعارض بین بیش از دو دلیل است و منجر به اجرای انقلاب نسبت می‌گردد، مورد بررسی واقع شود. به‌علاوه با توجّه به صُوَر مختلف انقلاب نسبت (مطابق آرای فقهای متأخّر و معاصر)، ادلّه مخالفان و موافقان انقلاب نسبت و هم‌چنین نمونه‌هایی از موارد اجرای انقلاب نسبت در احادیث، تحلیل و در نهایت، نشان داده می‌شود که انقلاب نسبت در مواردی حجّیّت دارد و در مواردی فاقد حجّیّت است.