بررسی تطبیقی مفهوم انسجام در بلاغت عربی و فارسی و دانش های وابسته به آن
نویسندگان
1 دانشگاه فردوسی مشهد، دانشکده و ادبیات علوم انسانی، گروه زبان و ادبیات فارسی
2 عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی مشهد
3 دانشگاه فردوسی مشهد، دانشکده و ادبیات علوم انسانی، گروه زبان و ادبیات فارسی، کد پستی: 9177948883
doi
10.22059/jlcr.2025.377961.2007چکیده
انسجام از جمله اصطلاحاتی است که در منابع بلاغت عربی و فارسی مطرح شده است. این اصطلاح را برای نخستین بار اسامة بن منقذ در قرن ششم در معنای بدیههگویی و سخن به دور از تکلّف و پیچیدگی مطرح ساخت. در این جستار برآنیم بر اساس نظریة فرانسوی ادبیات تطبیقی که بر دو اصل اختلاف زبانی و روابط تاریخی استوار است به بررسی جریان مفهومی اصطلاح انسجام در بلاغت عربی و فارسی بپردازیم. در این میان به تعریف انسجام در مفهوم زبانشناسی امروزین آن در بلاغت عربی و فارسی و زمینههای تاریخی آن توجه خواهیم داشت. روش این پژوهش اینگونه است که نخست با رویکردی نظری امکان بررسی مسئلة پژوهش بر اساس نظریة فرانسوی تایید شده است؛ سپس با رویکردی تاریخی سیر انسجام در بلاغت عربی و فارسی طبقهبندی شده است و سرانجام با رویکردی مقایسهای رابطة انسجام در بلاغت فارسی و عربی و نیز مفهوم امروزین آن تحلیل شده است و در این میان با روش تحلیل محتوا طبقهبندیای از تحوّل معنایی انسجام در منابع بلاغی پرداختهایم. نتایج تحقیق بیانگر آن است که اصطلاح انسجام بر اساس ادوار بلاغت عربی سه دورة اصلی را پشت سرگذاشته است و آثار بلاغی فارسی در این زمینه بیشتر تأثیرپذیر بودند. با ورود اصطلاح انسجام در مفهوم زبانشناسی آن، انسجام در معنای بلاغت سنّتی آن کمتر در آثار بلاغی فارسی به کار رفت؛ هرچند مفهوم امروزین انسجام از همان آغاز بلاغت عربی و فارسی در ذیل اصطلاحاتی چون تلائم و تفویف قابل شناسایی است.