تحلیل هرمنوتیک سیاسی داستانهای زن زیادی و بچه مردم نوشته جلال آل احمد بر اساس نظریه فردریک جیمسون
نویسندگان
1 دانشیار/ دانشگاه زابل
doi
10.22059/jlcr.2025.392584.2052چکیده
یکی از ویژگیهای برجستة ادبیات متعهد، بازتاب مناسبات قدرت و سلطه در بستر اجتماعی است. در این راستا، داستانهای زن زیادی و بچه مردم از جلال آل احمد، بهعنوان متونی که ابعاد مختلف سلطة جنسیتی، اقتصادی و اجتماعی را به تصویر میکشند، شایستة تحلیل هرمنوتیکی هستند. این پژوهش با بهرهگیری از هرمنوتیک سیاسی فردریک جیمسون، به بررسی چگونگی بازنمایی نابرابریهای ساختاری در این دو اثر میپردازد. نظریة جیمسون به دلیل تأکید بر رابطة میان متن و ساختارهای ایدئولوژیک، امکان خوانشی انتقادی از این داستانها را فراهم میآورد.روش پژوهش، تحلیل کیفی و تطبیقی بر اساس خوانش انتقادی متن است. هدف اصلی، بررسی چگونگی بازتولید سلطة اجتماعی در این داستانها و تبیین نقش حافظة فرهنگی در استمرار فرودستی زنان است. یافتهها نشان میدهد که در زن زیادی، سلطة مردسالارانه منجر به طرد اجتماعی زن و بیهویتی او میشود، در حالی که در بچه مردم، سلطة اقتصادی و سرمایهداری، مادری را از معنای سنتی تهی کرده و به امری کالایی تبدیل میکند. همچنین، این داستانها با ایجاد گفتمانهای متضاد و چندآوا، تنشهای میان سنت و مدرنیته را برجسته ساخته و نشان میدهند که حافظة فرهنگی، چگونه چرخة سرکوب زنان را بازتولید میکند. بدین ترتیب، این پژوهش نشان میدهد که آل احمد، با روایتی انتقادی، فرودستی زنان را نه امری فردی، بلکه محصول ساختارهای تاریخی و اجتماعی میداند.