بررسی مقایسهای الگوی سفر قهرمان در روایتهای بیژن نجدی بر اساس الگوی جوزف کمبل (مورد مطالعاتی: گیاهی در قرنطینه و شب سهراب کشان)
نویسندگان
1 دانشیار رشته زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
2 استادیار رشته زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
3 کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
doi
10.22059/jlcr.2025.400078.2074چکیده
کهنالگوها تجربه و حافظۀ مشترک پیشینیان است که از گذشته تا کنون به نسل جدید انتقال پیدا کرده و در نتیجه یکی از بنیادیترین پدیدههای عصر جدید، برخورد انسانهای مدرن و پست مدرن با مسائل کهنالگویی است. "جوزف کمبل" در زمینۀ اسطورهشناسی نظریۀ سفرِ قهرمان را ارائه کرده است. او اعتقاد دارد که داستانهای ملل مختلف از یک الگوی خاص پیروی میکنند و تفاوت در آنها به علت اختلافات فرهنگی و تاریخی و ... است. کمبل برای نظریۀ خود سه مرحلۀ " عزیمت، تشرف و بازگشت" را بیان میکند که به هفده مرحلۀ جزئی تقسیمبندی میشوند. پژوهش حاضر به بررسی مقایسهای نظریۀ کمبل در دو روایت گیاهی در قرنطینه و شب سهراب کشان بیژن نجدی میپردازد؛ این مقایسه با عطف نظر و آگاهی بر تفاوتهای چند وجهی روایات کلاسیک و مدرن صورت پذیرفته و این مقایسه با عطف نظر و آگاهی بر تفاوتهای چند وجهی روایات کلاسیک و مدرن صورت پذیرفته و بر این پیش فرض مبتنی است که جریان اساطیر در روایت های تمامی ادوار بویژه دنیای معاصر بصورت خزنده و سیال جاری خواهد بود و نتایج حاصل مبتنی بر همین سیالیت هاست. روش پژوهش توصیفی تحلیلی است و ماحصل پژوهش حاضر نشان میدهد که در سیر حرکت قهرمانان نجدی سیر کامل سفر قهرمان کمبل بروز نداشته و این نتیجه برداشت میشود که بر خلاف قهرمانان در داستانهایی که کمبل نقل میکند، قهرمانان داستانهای نجدی، خردهانسانهایی هستند که طاقت رویارویی با مشکلات را نداشته و توانایی رقم زدن سرنوشتی جدید یا بازپسگیری آنچه را که روزی به آنها تعلق داشته، ندارند؛ این مساله از روایات او و همچنین سفر نزولی و هبوطی قهرمانان نشات میگیرد که بر خلاف نظام کلاسیک، در بافت و فضای دنیا معاصر شکل میگیرد.