تدوین مدل نظری تولید فضای شهری اراضی عباس آباد تهران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، واحد قزوین،دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران.
2 استاد گروه شهرسازی، دانشکده هنر ومعماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
3 استادیار گروه شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، واحد قزوین،دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران.
doi
10.30495/jupm.2022.29056.4001چکیده
نحوه تولید فضا و کنکاش و کشف آنچه در این فرایند در طول زمان رخداده است نوع تولیدفضا را شفاف نموده و امکان برنامهریزی و مدیریت بهینهتر و پرکردن گپها را از طریق پتانسیلهای موجود فراهم مینماید. هدف این پژوهش ارائه مدل تولید فضای شهری اراضی عباسآباد کلانشهر تهران با ذرهبین کنشگران و روابط قدرت جاری بین آنها بوده است. رویکرد روششناسی این پژوهش، کیفی بوده، دادهها از مصاحبهها، مشاهده و اسناد گردآوری شدهاست. شیوه نمونهگیری، مبتنی بر روش زنجیرهای است. بهمنظور افزایش اعتمادپذیری نسبت به دادههای کیفی، محدوده زمانی دوازدهماهه و افراد در سه حوزه مختلف اجرایی، علمی و علمی- اجرایی مرتبط با تولیدفضای عباسآباد جمعآوری گردید. برای افزایش اطمینانپذیری دادههای کیفی نیز از فن اعتبار پاسخگو استفادهشده است. تجزیهوتحلیل دادههای کیفی نیز از طریق نظریه زمینهای(گراندد تئوری) و با بهرهگیری از نرمافزار تحلیل کیفی Atlasti8 انجام شدهاست. فضای شهری منحصربهفرد و باارزش اراضی عباسآباد به وسعت حدود 550 هکتار در مرکز کلانشهر تهران بهعنوان محدوده پژوهش انتخابشده است. یافتهها نشان داد که محدوده بکر عباسآباد در دوره قاجار، تحتتأثیر 7عامل اصلی (شرایط زمینهای) و سپس 6عامل مداخلهگر، به اراضی ارزشمند دهه 50 دوره پهلوی تبدیلشده است که در یک فرایند دگرگونی شهری تحت تاثیر 8عامل علّی به وضعیت فعلی تغییر یافته است. یافتههای حاصل از مصاحبهها و مشاهدههای میدانی نشان میدهد که مدل حضور، جایگاه و روابط کنشگران تولید فضای شهری در اراضی عباسآباد، به حالت خطی- سلسله مراتبی تحت تسلط نهاد حکومتی (شامل نهادهای دولتی و حکومتی و مدیریت شهری) و بخش خصوصی (خصولتی- تحت لوای بخش دولتی) است. مواردی برای اقدام توسط کنشگران عباسآباد، در جهت حرکت به سمت بازتولید فضای شهری معطوف به شهروندان پیشنهاد گردید. نوآوری این پژوهش، تدوین مدل نظری تولید یک فضای شهری منحصربهفرد با روش گرانددتئوری و تحلیلکیفی با نرمافزار Atlasti میباشد.در تولید این فضا، هیچ مکانیسمی برای مشارکت شهروندان وجود نداشته و تحت تأثیراساسی نظام حاکمیت بودنِ مدیریت شهری، تعدد نهادهای متولی و تصمیمگیر و تاختزنی منافع توسط گروههای مختلف در دولت و حاکمیت منجر به جلوگیری از تحقق حق برشهر شهروندان شده است که تنها با ایجاد مدیریت یکپارچه و مالکیت واحد قابلحل است.