نقش روایت درمانی و خداباوری در آثار نامه نگارانه اریک امانوئل اشمیت

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فرانسه، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فرانسه، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران

doi
10.22059/jor.2017.230588.1513
چکیده

رهیافت‏ های تازه روایت شناسی که عمدتاً با ساختارگرایی غرب مرتبط است، نشان می‏دهد که در کلیّت متن ادبی، اجزا به شکلی کنشگر با یکدیگر ارتباط دیالکتیکی برقرار می‏کنند که این امر دامنۀ پژوهش روایت را وسعت بخشیده و به دیگر رشته های علوم انسانی از جمله روانشناسی کشانده است. روایت درمانی یکی از مکاتب معاصر روانشناسی است که بخشی از نهضت گسترده علوم انسانی و اجتماعی مشهور به تغییر پارادایم را تشکیل می دهد. نگارندگان این مقاله تلاش می ‏کنند با تکیه بر شالوده‏ های نظری روایت و نقش آن در آثاری از اریک امانوئل اشمیت که در قالب رمان مراسله ‏ای (نامه نگارانه) نگاشته شده ‏اند به کارکرد نامه نگاری به شکل روایت درمانی بپردازند.  رویکرد این پژوهش بررسی تظریه روایت درمانی و بررسی این فرضیه است که شخصیت های اصلی آثار اشمیت به مدد نامه نگاری در عمق مواجهه با خود، به خداباوری و در نهایت باور قلبی می ‏رسند و از اضطراب، تنهایی و استیصال رهایی می یابند.