از رؤیای برابری تا بازتولید خشونت: تحلیلی جامعه‌شناختی بر رمان یادداشت‌های یک دیکتاتور

نویسندگان

1 دانشگاه شهید باهنر کرمان

2 عضو هیئت علمی بخش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران

3 عضو هیئت علمی بخش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران

doi
10.22059/jlcr.2025.399312.2070
چکیده

این مقاله با رویکردی نقادانه و جامعه‌شناختی، به بررسی عمیق رمان یادداشت‌های یک دیکتاتور نوشتۀ هدایت‌الله حکیم‌الهی می‌پردازد و سیر پیچیدۀ دگرگونی شخصیت اصلی را از یک شهروند فرودست و به‌ظاهر عدالت‌خواه، به دیکتاتوری ایدئولوژیک و تمامیت‌خواه تحلیل می‌کند. پژوهش حاضر در پی آن است تا نشان دهد که چگونه بسترهای اجتماعی، روانی و طبقاتی، هموارکنندۀ این مسیر تراژیکند و چه‌گونه نیروهای پنهان قدرت و ایدئولوژی، کنش‌گر اجتماعی را که در آغاز داعیۀ رهایی و عدالت دارد، به بازتولیدکنندۀ همان خشونتی بدل می‌سازند که در آغاز بر ضد آن قد علم کرده بود. این واکاوی با تکیه بر چارچوب نظری چندلایه‌ای صورت گرفته است: نخست، مبانی مارکسیسم انتقادی با تأکید بر مفاهیم تضاد طبقاتی و بیگانگی، به روشن‌ساختن زمینه‌های اقتصادی و اجتماعی سقوط شخصیت اصلی کمک می‌کند؛ دوم، جامعه‌شناسی ادبیات، بر پایه آراء لوسین گلدمن و گئورگ لوکاچ، متن رمان را به‌مثابۀ بازتاب و بازنمایی ساختارهای مادی و طبقاتی جامعه می‌نگرد؛ و سوم، مفاهیم قدرت در اندیشه میشل فوکو امکان آن را فراهم می‌سازد تا فرآیندهای ظریف و میکروسکوپیک اعمال سلطه و تولید حقیقت ایدئولوژیک در روایت رمان شناسایی شوند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که گفتمان سوسیالیستی حاکم بر رمان، در غیاب نهادهای ناظر و سازوکارهای مشارکتی، به‌تدریج از معنای رهایی‌بخش خود تهی می‌شود و در پیوند با ساختارهای بیمار قدرت، به ابزاری برای توجیه خشونت، سرکوب و بازتولید نابرابری بدل می‌گردد. شخصیت اصلی، که در آغاز نماد شور عدالت‌خواهی و آرمان برابری است، در مسیر تحول خویش از خلال مکانیسم‌های ایدئولوژیک ـ آن‌گونه که لویی آلتوسر تشریح کرده است ـ گرفتار بازتولید ناآگاهی اجتماعی و ذهنی می‌شود؛ به‌گونه‌ای که سرانجام خود را نه در جایگاه رهایی‌بخش، بلکه در هیئت بازوی سلطۀ طبقۀ حاکم بازمی‌یابد.