فرقه گرایی بهمثابه ساختار ایستا در سهگانه ابوتراب خسروی
نویسندگان
1 زبان و ادبیات فارسی، دانشکده زبان و ادبیات، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران
2 زبان و ادبیات فارسی، دانشکده زبان و ادبیات، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران
3 زبان و ادبیات فارسی، دانشکده زبان و ادبیات، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران
doi
10.22059/jlcr.2025.395211.2057چکیده
این پژوهش با هدف تحلیل فرقهگرایی بهمثابه یک ساختار مولار در سهگانه ابوتراب خسروی، شامل اسفار کاتبان، رود راوی و مَلَکان عذاب، انجام شده است. با تکیه بر نظریات ژیل دلوز و فلیکس گتاری، بهویژه مفاهیمی مانند ساختارهای مولار در تقابل با ساختارهای ریزوماتیک، نشان داده میشود که فرقهگرایی در این سهگانه با سازوکارهایی همچون سرکوب میل، نفی بسگانگی، انسداد خطوط گریز، بازقلمروگذاریِ قلمروزداییها و جایگزینی سوژههای منقاد بهجای بدنِ بیاندام، به بازتولید ساختارهای سلسلهمراتبی، متمرکز و ایستا میپردازد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با خوانش انتقادی متون، استدلال میکند که خسروی از طریق روایتهای پیچیده، نهتنها ماهیت سرکوبگرانه و غیرپویای فرقهها را افشا میکند، بلکه با تقبیح خرافهپرستی و جزمیت، به بازنمایی تنش میان ساختارهای مولار (نظم تحمیلی) و ساختارهای مولکولی (امکانِ رهایی) میپردازد. در راستای روش تحقیق، این مطالعه با اتکا به تحلیل متنِ روایی و رویکرد بینارشتهای، به واکاوی نشانههای فرقهگرایی در لایههای داستانی، شخصیتپردازی و گفتمانهای ایدئولوژیک متن پرداخته است. دادهها از طریق استخراج مضامین مرتبط با سازوکارهای سلطه و تقابل آنها با عناصر ریزوماتیک گردآوری شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که سهگانه خسروی، بهمثابه متنی ضدفرقهگرا عمل میکند که با آشکارسازی مکانیزمهای سلطه، خواننده را به بازاندیشی دربارة خطراتِ تثبیتِ هویت های جمعیِ بسته فرامیخواند. از طریق تقابل شخصیتهای منفعل (سوژههای مولار) با شخصیتهای چندبُعدی (سوژههای مولکولی)، متن به خواننده نشان میدهد که چگونه فرقهها با مهار میل و تحدید آزادی، امکان هرگونه دگرگونی یا گریز را سلب میکنند. این یافتهها نهتنها درک عمیقتری از سهگانه خسروی را باعث میشوند، بلکه در مطالعات ادبی معاصر درباره پیوند ادبیات و نقد ایدئولوژی نیز کاربرد دارند.