بیماری کرونا، دانشگاه و سیاست گذاری آموزشی در شرایط پساکرونا (موردمطالعه: دانشجویان دانشگاه گیلان)
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد جامعه شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
2 دانشیار جامعه شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
3 کارشناسی ارشد جامعه شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
doi
10.61838/kman.irphe.30.1.5چکیده
در چند سالۀ اخیر برنامه ریزی آموزشی در دانشگاه ها بویژه در شرایط استنثایی کرونا مسئولان، خانواده ها و دانشجویان را با تناقضات زیادی مواجه کرده است و دانشجویان به مثابۀ سوژۀ دانشگاهی نسبت به آن واکنش های مختلفی نشان داده اند. سؤالات اساسی مقاله آن است که چه راهبردهای آموزشی در شرایط بدیل و پساکرونا مناسبند؟ و دانشجویان با چه مسائلی در آموزش مجازی مواجه اند؟ هدف این مقاله، مطالعۀ کیفیِ دانشگاه در وضعیت کرونا و بسط نمادین سیاستگذاری آموزشی دانشگاه در زمان پساکروناست. در این مطالعه از رویکرد کیفی، روش تحلیل مضمون، مصاحبه های نیمه ساخت یافته و نمونه گیری هدفمند استفاده شده است. با توجه به منطق اشباع نظری، با 35 نفر از دانشجویان دانشگاه گیلان به صورت فردی مصاحبه شد. یافته های تحقیق نشان می دهد در خصوص برنامه ریزی آموزشی دانشگاه در شرایط پساکرونا سه سنخ راهبرد در دانشجویان موردمطالعه اعم از حضوری، مجازی و ترکیبی مشاهده می شوند که بیشتر آنان در گونه های آموزش حضوری و تلفیقی جای می گیرند. موافقان راهبرد «آموزش حضوری» یا «متافیزیک حضور» در دانشگاه به لحاظ ویژگی های فردی بیشتر دانشجویان بومی، مجرد، درسخوان و غیرشاغلاند. مخالفان راهبرد «آموزش حضوری» یا «موافقان آموزش مجازی» در دانشگاه غالباً دانشجویان متأهل، مادر، شاغل، غیربومی، دانشجویان کمتر علاقه به درس و دانشجویان کمتوان و ناتوان جسمی هستند. حامیان راهبرد آموزش ترکیبی (حضوری و مجازی) نیز از یکسو غالباً خواهان آموزش حضوری در دروس عملی، آزمایشگاهی و تخصصی اند و از سوی دیگر خواستار آموزش مجازی در دروس عمومی هستند. از یافته های تحقیق می توان نتیجه گرفت آموزش تلفیقی دارای امکان ها و ظرفیت های قابلملاحظهای در عرصه یاددهی-یادگیری است و با در نظر گرفتن امکانات سخت افزاری و نرم افزاری، نوع دانشگاه، تفاوت ها و ویژگی های فردیِ دانشجویان و مقتضیات محلی، منطقه ای و فرهنگی برای سیاستگذاری آموزشی در زمان بدیل، مشابه، پسامدرن و پساکرونا انطباق و سازگاری بیشتری دارد.