بررسی تناسب وزن شعر با گوشه‌های آواز سنتی

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jlcr.2025.379087.2006
چکیده

گوشه‌های آواز سنتی ایران از دیرباز بر بستر شعر فارسی اجرا شده‌اند، چنانکه گویی همزاد هم‌اند. آنچه این پیوند کهن را محکم‌تر می‌کند عنصر مشترک «وزن» است. بر این اساس دو نظر وجود دارد که برخی وزن‌های شعر فارسی را زاییدة گوشه‌های آوازی می‌دانند و برخی برعکس. این پژوهش با این فرضیه که تناسبی میان وزن شعر با گوشه‌های آوازیِ ردیف موسیقی سنتی وجود دارد، به سنجش و دسته‌بندی وزن شعرهایی که استادان عبدالله دوامی، محمدرضا شجریان، نورالدین رضوی سروستانی، محمود کریمی و اسماعیل مهرتاش در شیوة آموزش ردیف آوازی خود آورده‌اند، پرداخت و فراوانی وزن‌هایی را که این استادها برای آموزش گوشه‌های آوازی انتخاب کرده‌اند، با ترازوی شعرآهنگ سنجید. گفتنی است شعرآهنگ شیوة نوین وزن‌شناسی شعر فارسی است که وزن‌های شعر فارسی را بر اساس کشش وزنی یا ارزش زمانی هجاها در هر مصراع، نامگذاری و دسته‌بندی کرده‌ است. برای اطمینان از صحت نتایج آماریِ بخش اول پژوهش، وزن اشعار پانزده گوشة آوازی که محمدرضا شجریان در نزدیک به پنجاه اجرای خصوصی، صحنه‌ای و استودیویی خوانده بود، سنجیده شد که تاییدکنندة نتایج پیشین بود و در نهایت مشخص شد در تقسیم‌بندی گوشه‌های آواز سنتی به دو دستة گوشه‌های مُدال و گوشه‌های ریتمیک، وزن شعر مناسب گوشه‌های ریتمیک غالباً ثابت و در وزن‌های مشخصی است و وزن شعر مناسب گوشه‌های مُدال غالباً در وزن‌هایی 15 هجایی(شامل هفت هجای بلند و هشت هجای کوتاه)، در دامنة حداکثر سه هجای بلند بیشتر یا سه هجای بلند کمتر از وزن‌های 15 هجایی است. همچنین مشخص شد پرکاربردترین وزن‌های شعر در دیوان‌های غزل حافظ شیرازی، سعدی شیرازی و مولانا جلال‌الدین بلخی، پرکاربردترین وزن‌های شعر در آواز سنتی ایران نیز هستند و این امر علاوه بر قوت بخشیدنِ فرضیة آراستگی حافظ به هنر آوازخوانی، این گمان را تقویت می‌کند که موسیقی آوازی ایران حداقل از قرن هفتم با کمترین تغییر به نسل امروز رسیده است.