بهینهسازی فضایی ایستگاههای آتشنشانی در زمینه دسترسی و پوشش خدماتی (مطالعه موردی: زابل)
نویسندگان
1 دانشیار گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشکده جغرافیا و برنامهریزی محیطی دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.
2 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشکده جغرافیا و برنامهریزی محیطی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.
3 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشکده جغرافیا و برنامهریزی محیطی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.
doi
10.30495/jupm.2022.5515چکیده
امروزه مکان گزینی بهینه ایستگاههای آتشنشانی یکی از ضروریات مهم در زمینه کارآمدی و واکنش بهموقع مدیریت شهری به مخاطرات احتمالی است. روشهای بهینهسازی فضایی به دلیل ویژگیهای خاص فضایی و مکانی مسائل مرتبط با تسهیلات شهری کاربرد گستردهای در این زمینه دارند. از عمدهترین این موارد میتوان به روشهای مبتنی بر میان یابی و حداکثر پوشش خدماتی اشاره کرد. شهر زابل در وضعیت موجود دارای دو ایستگاه آتشنشانی عملیاتی است که به دلیل وسعت زیاد شهر و توسعه فیزیکی سریع آن، توانایی پاسخگویی مطلوب به حوادث و اتفاقات شهری را ندارد ازاینرو نیازمند تجدیدنظر جدی و افزایش تعداد ایستگاهها تا حد مطلوب است. تحقیق حاضر از لحاظ روششناسی توصیفی، ازلحاظ هدف کاربردی و مبتنی بر مطالعات کتابخانهای و بررسیهای میدانی است. این پژوهش با تکیهبر سناریو نگاری یک مدل بهینهسازی فضایی چندهدفه را ارائه مینماید که اهداف مرتبط با حد میانه و حداکثر پوشش خدماتی در زمینه استقرار ایستگاههای آتشنشانی در شهر زابل را باهم ترکیب کرده و درنهایت با استفاده از روش بهینهسازی پارتو شدت بهبود دسترسی با فرض مقادیر مختلف q (تعداد ایستگاه آتشنشانی) را نمایش میدهد. یافتههای حاصل از سناریو های پژوهش نشان داد که با افزایش تعداد معینی از ایستگاه ها در بخشهای مختلف شهر، دسترسی با شدتهای متفاوتی بهبود پیدا میکند، برای مثال با فرض استقرار تعداد 6 ایستگاه در فواصل مشخصی نسبت به هم دیگر، دسترسی در مقایسه با وضعیت موجود تا 9 درصد بهبود پیدا میکند و در صورت افزایش این تعداد تا 12 مورد دسترسی تا 60 درصد ارتقا پیدا میکند.