تبیین مبانی رویکرد کسبوکارگرا به سازمانهای پژوهش و فناوری: رهیافتی انتقادی بر سیاست خصوصیسازی مراکز و موسسات پژوهشی دولتی
نویسندگان
1 گروه توسعه کسب و کار، دپارتمان مدیریت فناوری، پژوهشگاه صنعت نفت
doi
10.22034/jtd.2023.704492چکیده
سازمانهای پژوهش و فناوری یکی از سازمانهای مرتبط با فعالیتهای توسعه فناوری هستند که بخش عمدهای از مراکز و موسسات پژوهشی دولتی کشور را تشکیل میدهند. با توجه به تسری خصوصیسازی به حوزه پژوهش و فناوری در کشور و قرارگرفتن مراکز و موسسات پژوهشی دولتی در دستور کار خصوصیسازی دولت، هدف این مقاله بررسی انتقادی سیاست خصوصیسازی سازمانهای پژوهش و فناوری بر مبنای تبیین مبانی رویکرد کسب و کارگرا در سازمانهای پژوهش و فناوری است. بدین منظور با بررسی ویژگیها و روند تکامل تاریخی سازمانهای پژوهش و فناوری و تبیین رویکرد کسب و کارگرا در این سازمانها، به تشریح چالشهای خصوصیسازی سازمانهای پژوهش و فناوری در کشور پرداخته شده است. براین اساس فارغ از دولتی بودن یا نبودن سازمانهای پژوهش و فناوری، رویکرد کسب و کارگرا در آنها قابل پیاده سازی است و خصوصیسازی الزامی برای تبدیل سازمانهای پژوهش و فناوری دولتی به سازمانی کارآفرین و ارزش آفرین نیست و این تفکر که سازمانهای پژوهش و فناوری را میتوان از طریق اجبار به درآمدزائی از صنعت، به سمت خودگردانی مالی هدایت نمود یک اشتباه راهبردی است که پیشتر در کشورهای پیشتاز جهان در این حوزه آزمون شده و موفق نبوده است. همچنین اینکه رویکرد کسب و کارگرا به سازمانهای پژوهش و فناوری معادل با اجبار آنها به درآمدزائی درنظر گرفته شود یک اشتباه راهبردی دیگر است. یک دیدگاه اشتباه دیگر در کشور این تصور است که در صورت حذف سازمانهای پژوهش و فناوری، استارتآپهای فناورانه و یا شرکتهای دانش بنیان جایگزین بهتر و برتر آنها هستند.