بررسی تأثیر تغییر ژانر در جهت‌دهی افق انتظار مخاطب به عنوان یکی از نمودهای بدخوانی خلاق در دو رمان "خشم و هیاهو" و "سمفونی مردگان"

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اراک

2 عضو هیأت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اراک

doi
10.22059/jor.2018.246630.1612
چکیده

از جمله نظریاتی که در باب تأثیرپذیری آثار ادبی ارائه شده است، نظریۀ بدخوانی خلاق هارولد بلوم است که در این نظریه به نوعی دیالکتیک ستیزه‌جویانه و ادیپی مابین مؤلف پیشاهنگ و مؤلف پیرو اشاره شده است و از تلاش‌های مؤلف دیرآمده برای رهایی از اضطراب تأثیرپذیری تحت عنوان بدخوانی خلاق نام برده شده است. از آنجا که خوانش اثر پیشاهنگ، افق انتظاری مشخص را برای خواننده ترسیم کرده است، تغییر این افق توسط نویسندۀ پیرو می‌تواند یکی از نمودهای بدخوانی خلاق باشد. تغییر افق به روش‌های گوناگونی امکان‌پذیر است که یکی از آنها اعمال تغییراتی در ژانر اثر است.هدف از نگارش این پژوهش، بررسی تغییراتی است که عباس معروفی نویسندۀ رمان سمفونی مردگان به منظور رهایی از اضطراب تأثیرپذیری از خشم و هیاهوی ویلیام فاکنر در ژانر اثر خود اعمال کرده است و به این وسیله خوانشی خلاقانه از اثر نویسندۀ نامدار پیش از خود ارائه داده‌ است.