تاثیر رفتار کارآفرینانه بر سرمایه گذاری خطرپذیر شرکتی با رویکرد فین تک با نقش میانجی ریسک پذیری
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای کارآفرینی، گرایش سازمانی، گروه کارآفرینی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران
2 دانشیار گروه مدیریت مالی دانشگاه ازاد اسلامی قزوین- قزوین ایران
3 عضو هیئت علمی و استادیار گروه کارآفرینی، دانشکده کارآفرینی، دانشگاه تهران، استان تهران، ایران
doi
10.22034/jtd.2022.698475چکیده
شد قابلتوجه در تحقیقات علمی در مورد سرمایهگذاریهای CVC ممکن است تا حدودی مربوط به حجم رفتارهای شرکتکننده در سالیان متمادی باشد. در این شرایط، ناگزیر تنها بنگاههایی باقی میمانند که مدیران آنها مجهز به مهارتهای ریسکپذیری هستند از همین رو داشتن رفتار کارآفرینانه کارکنان به عنوان یکی از جنبه های برجسته در رویارویی با مزیت رقابتی توصیف می شود. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر رفتار کارآفرینانه بر سرمایه گذاری خطرپذیر شرکتی با نقش میانجی ریسک پذیری می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 144 نفرا از اداره کل بانک مسکن میباشد. در این پژوهش برای محاسبه اندازه نمونه از فرمول نمونه گیری کوکران استفاده شد. در این فرمول با ، دقت احتمالی حدود 5درصد و با فرض بیشترین پراکندگی صفات مورد مطالعه، حجم نمونه برابر 104 نفر برآورده شده است. برای جمعآوری داده از ابزار پرسشامه که استفاده شده است. برای بررسی فرضیههای پژوهش از روش معادلات ساختاری و نرمافزار اسمارت پی ال اس استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان میدهد که زمانی که مدیران سطح متوسط رفتار کارآفرینانه انجام می دهند، مجبورند بر زیردستان خود تأثیر بگذارند تا از رفتارهای عملکردی آنها تقلید کنند، که در نهایت منجر به ارائه خدمات برتر می شود. علاوه بر این، یافتههای این مطالعه میتواند بینشهایی را برای سیاستگذاران در تدوین و اجرای سیاستهای توسعه سرمایه انسانی فراهم کند و به بانکها این امکان را میدهد تا خود را محک بزنند تا توانایی خود را در خلق ارزش بهبود بخشند. با توجه به افزایش رقابت جهانی و پیچیدگی بازار، امید است که این مطالعه به بخش بانکداری کمک کند تا راهبردهای موثری در تحریک رفتارهای کارآفرینانه در میان کارکنان مدیریتی خود ایجاد کند. از این رو، برای سازمانهای مستقر مانند بخش بانکداری، پرورش رفتار کارآفرینانه بهویژه در تمام سطوح مدیریتی میانی به منظور ارتقای عملکرد و بهبود مزیت رقابتی، حیاتی است.