ارزیابی و مقایسه وضعیت رویش گونه های گیاهی مناطق لغزشی و شاهد در سری 4 طرح جنگل داری نکاء چوب

نویسندگان
doi
10.61882/ifej.2025.550
چکیده

چکیده مبسوط مقدمه و هدف: جنگل‎ ها سرمایه ملی هر کشور محسوب می‎ شوند و در کشور ایران با توجه به قرارگرفتن بر روی کمربند خشک زمین اهمیت دو چندانی باید برای مدیریت، حفاظت و توسعه آن‎ها قائل شد. در مدیریت جنگل بر پایه پایداری، زادآوری جنگل و رویشگاه ‎های طبیعی برای نیل به اهداف جنگل پایدار اهمیت زیادی دارد. از این‎ رو، مدیران جنگل و جنگل‎ بانان بعد از بهره‎ برداری و یا آشفتگی حاصل از بلایای طبیعی مانند حرکات توده‎ای ازجمله زمین ‎لغزش و یا آتش ‎سوزی، احیاء و بازیابی پوشش درختی-علفی جنگل به ‎صورت طبیعی و با حداقل دخالت انسانی را مدنظر داشته باشند. زمین ‎لغزش‎ ها یکی از شایع‎ترین و مهم‎ترین این آشفتگی‎ ها هستند. وقوع زمین ‎لغزش می ‎تواند متأثر از توپوگرافی، ساختار زمین ‎شناسی، عمق خاک و انسجام ریشه ‎ها باشد. محققین دریافته ‎اند که مقابله با زمین ‎لغزش‎ها با افزایش قدرت خاک و توسعه ریشه گیاهان و پوشش گیاهی امکان‎ پذیر و قابل جلوگیری است. همچنین، مشخص شده ‎است که احتمال لغزش در علفزارها و مراتع بیش از جنگل‎ ها است و پوشش درختی در مناطق مستعد لغزش از اهمیت به سزایی برخوردار است. ریشه‎ های ضخیم مانند میخ بر خاک‎ های روی شیب عمل می ‎کنند و چینش ریشه‎ های نازک نیز این ریشه‎ ها را به یکدیگر مرتبط می‎ نمایند. به ‎همین جهت با بافت ریشه‎ ای مناسب انواع گیاهان و پوشش گیاهی سطحی می ‎توان دامنه ‎ها را تثبیت و شرایط هیدرولوژیک خاک را بهبود بخشید. از این‎ رو، هدف این تحقیق بررسی روند احیای طبیعی پوشش گیاهی مناطقی است که در آن ‎ ها لغزش ‎های کم عمق اتفاق افتاده است. مواد و روش ها: به این منظور، دو منطقه لغزشی از نوع کم ‎عمق، که در این تحقیق منطقه لغزشی A و B نامیده می ‎شوند، در بخش چهار سری چهار جنگل نکاء چوب مازندران در قطعه 25 که دارای گونه‎ های درختی راش، ممر، توسکا، بلوط، شیردار، ون و گردو است و دارای لغزش ‎های حدوداً 6 و 8 ساله به مساحت 700 و 1200 متر مربع در جهت دامنه شمال غربی به ارتفاع 486 و 610 متر از سطح دریا بودند، انتخاب شدند و به‎ عنوان شاهد به فاصله 10 متری در ناحیه مجاور به موازات همان مناطق لغزشی در نظر گرفته شد. برای بررسی نوع و تعداد گیاهان، 24 قطعه نمونه (شامل 12 قطعه نمونه در دو منطقه لغزشی A و B و 12 قطعه نمونه شاهد) با کوادرات یک متر مربعی و به‎ صورت منظم تصادفی انتخاب شدند. گیاهان درون هر قطعه نمونه، ابتدا شناسایی و سپس شمارش شدند. سپس با توجه به گیاهان برداشت شده، فهرست فلورستیک گیاهان جهت شناسایی و دسته ‎بندی گونه‎ ها، خانواده، کوروتیپ و شکل زیستی هر گیاه مشخص و به ‎ترتیب در جدول فلورستیک درج گردید. تعداد گیاهان استقراریافته به تفکیک مناطق لغزشی و شاهد و تعلق آن‎ها به گونه ‎های چوبی-درختی و علفی و فراوانی آن ‎ ها با کمک نرم ‎افزار Excel مشخص شد. مقایسات با آزمون t مستقل از طریق نرم ‎افزار SPSS انجام شدند. یافته ها: کل گیاهان برداشت شده 351 قطعه بود که برابر نتایج خصوصیات فلورستیک گیاهان نمونه‎ برداری شده متعلق به 19 خانواده گیاهی بودند، شامل چهار خانواده درختی (افرا، ممرز، ازگیل و توسکا) و 15 خانواده علفی (که پنج گونه پر تعداد آن عبارت‎اند از جگن، فرفیون، تمشک، بنفشه، متامتی). از کل گیاه نمونه ‎برداری شده، 22 درصد در دو منطقه لغزشی و 78 درصد گیاهان در مناطق شاهد مشاهده شدند. گیاهان برداشت‎ شده در مناطق لغزشی 87 قطعه بودند که همگی از نوع گیاهان علفی بودند و هیچ ‎گونه چوبی در میان آن ‎ ها نبود. یافته ‎ها در خصوص تفاوت وضعیت رویش گونه ‎های گیاهای بین منطقه لغزش A و B با منطقه شاهد و مجاور، با توجه به مقایسه زوجی صورت‎ گرفته تعداد گونه‎ ها و فراوانی گیاهان به‎ شدت متأثر از آشفتگی ناشی از حرکت لغزشی قرار داشتند و روند کاهشی نسبت به مناطق شاهد نشان دادند که نتایج در سطح آماری 95 % معنی ‎دار بود. نتیجه گیری: ایجاد آشفتگی‎ هایی مانند لغزش‎ های کم‎ عمق باعث کاهش معنی ‎دار تعداد و همچنین تنوع گونه ‎های گیاهی می ‎شود، به ‎صورتی‎که در منطقه لغزشی گیاهان بومی مطابق الگوی منطقه شاهد مستقر و احیاء نشده ‎اند و 10 گونه علفی مانند سیکلامین، پامچال، چوبلمه، سرخس، زبرینه و ... بعد از لغزش مشاهده نشدند. با توجه به عدم مشاهده گونه‎ های درختی در منطقه لغزشی علی ‎رغم گذشت مدت زمان 6 و 8 سال از زمان وقوع لغزش، تاثیر منفی آشفتگی ناشی از لغزش در گونه ‎های چوبی کاملاً مشخص است، ولی در گونه‎ های علفی این استقرار هر چند به ‎صورت کم ( نسبت به منطقه شاهد) در حال ترمیم و بازسازی طبیعی است. نکته قابل توجه این است که گونه ‎های علفی سریع ‎الرشد مانند جگن، فرفیون، و تمشک زودتر از سایر گونه ‎ها در دو منطقه مورد مطالعه استقرار یافته ‎اند که نحوه رقابت، پراکنش بذر، نحوه جوانه ‎زنی، تعداد بذور، فیزیولوژی، اکوفیزیولوژی و سایر ویژگی‎ های این گونه ‎ها ممکن است در موفقیت آن ‎ ها برای تصرف عرصه مناطق لغزشی مؤثر باشد. همچنین، مشخص شد که حدود نیمی از گیاهان موجود در منطقه (قبل از لغزش) با توجه به مشاهدات مناطق شاهد، خصوصاً گیاهان چوبی دست ‎کم در کوتاه ‎مدت به منطقه بازنگشته‎ اند.