تغییرات اندوخته کربن روزمینی، لاشریزه و خاک در توده های دانه زاد خالص و دانه و شاخه زاد بلوط ایرانی (مطالعه موردی: جنگل های دالاب ایلام)
نویسندگان
doi
10.61882/ifej.2025.523چکیده
چکیده مبسوط مقدمه و هدف: ترسیب کربن در زی توده گیاهی و خاک هایی که تحت این زی توده هستند، ساده ترین راهکار برای کاهش دی اکسیدکربن اتمسفری است. جنگل ها به دلیل تولید زی توده زیاد نقش ویژهای در ترسیب کربن جو دارند و از جنبه اندوخته کربن بسیار مورد توجه هستند. رویشگاه های جنگلی زاگرس طی سالیان گذشته از جنبه های کمی و کیفی به شدت مورد تخریب قرار گرفته اند و به دنبال آن نقش کلیدی این بوم سازگان ها در کنترل تغییرات اقلیمی تحت تاثیر واقع شده است. ارزیابی تغییرات کمی ذخیره کربن روزمینی، لاشریزه و خاک درجنگل های زاگرس می تواند اهمیت و ارزش این بوم سازگان حیاتی را از جنبه های اقتصادی و زیست محیطی نشان دهد و در برنامه های مدیریت پایدار منابع جنگلی مفید واقع شود. در پژوهش حاضر، اندوخته کربن در قطعات نمونه ثابت مورد سنجش و پایش قرار گرفت که تاکنون در غرب کشور انجام نشده است. این پژوهش آغازی برای پایش های بلندمدت و مدلسازی های تغییر اقلیم است و نتایج این بررسی ها را در بلندمدت می توان در مدل سازی ترسیب کربن و تغییرات گرمایش جهانی استفاده کرد . در این راستا، پژوهش حاضر با هدف تعیین تغییرات اندوخته کربن رویزمینی، لاشریزه و خاک توده های دانه زاد و دانه و شاخه زاد بلوط ایرانی در جنگل های دالاب استان ایلام طی سال های 1398 تا 1401 انجام شد. مواد و روش ها: در این پژوهش ابتدا دو توده جنگلی بلوط ایرانی با فرم های دانه زاد و دانه و شاخه زاد انتخاب شدند. در هر توده جنگلی، یک قطعه نمونه مربعی شکل یک هکتاری (ابعاد 100 × 100 متر) دائمی به صورت تصادفی انتخاب و پیاده شد. مشخصه های کمی تمام درختان موجود در قطعات نمونه به منظور تعیین وضعیت هر توده و نیز انجام محاسبات زی توده و اندوخته کربن رو زمینی توده ها اندازه گیری شدند. همچنین در هر قطعه نمونه، پنج نمونه خاک در چهارگوشه و مرکز قطعه نمونه به طور منظم از عمق 30-0 سانتی متری برداشت شد و مقادیر کربن، رطوبت، وزن مخصوص ظاهری و درصد سنگریزه خاک اندازه گیری شد. برای برآورد اندوخته کربن لاشریزه، 10 میکروپلات 0/5 متر مربعی به طور تصادفی منظم در هر قطعه نمونه پیاده شد و دو گروه لاش ریزه های ریز و درشت موجود در آن ها به طور جداگانه جمع آوری شدند. لاشریزه های ریز شامل کلیه لاشبرگ ها، لایه های هوموس و کلیه قطعات چوبی کوچک (قطر کمتر از یک سانتی متر)، و لاشریزه های درشت شامل قطعات چوبی بزرگ (قطر بیشتر از یک سانتی متر) بودند. اندازه گیری مشخصه های کمی درختان در سال اول پژوهش و نمونه برداری خاک و لاشریزه طی 4 سال از اجرای پروژه انجام شدند. برای بررسی تغییرات صفات کمی مربوط به لاشریزه و خاک تحت تأثیر سال نمونه برداری و فرم توده (قطعه نمونه)، از تجزیه واریانس دوطرفه استفاده شد. برای مقایسه میانگین زی توده و اندوخته کربن لاشریزه بین دو توده جنگلی از آزمون تی غیرجفتی استفاده شد. برای مقایسه میانگین صفات لاشریزه و نیز صفات خاک در بین سال های تحقیق از آزمون دانکن استفاده شد. تجزیه آماری داده ها در نرم افزار SPSS نسخه 16 انجام شد. یافته ها: تراکم توده و انبوهی تاج پوشش در توده دانه زاد خالص (72 درخت در هکتار) بیشتر از توده دانه و شاخه زاد (57 اصله در هکتار) بودند. در توده دانه و شاخه زاد، میزان زی توده و اندوخته کربن روزمینی (به ترتیب 29/93 تن و 14/46 تن در هکتار) کمتر از توده دانه زاد خالص (به ترتیب 60/17 تن و 29/78 تن در هکتار) بود. میانگین زی توده و اندوخته کربن لاشبرگ ریز در توده دانه و شاخه زاد کمتر از توده دانه زاد بود. میانگین زی توده لاشبرگ ریز و درشت در توده دانه و شاخه زاد به ترتیب 4/95 و 1/52 تن در هکتار بود. میانگین وزن خشک لاشبرگ ریز و درشت در توده دانه زاد خالص به ترتیب6/24 و 1/32 تن در هکتار به دست آمد. میانگین اندوخته کربن لاشبرگ ریز و درشت در توده دانه و شاخه زاد به ترتیب 2/77 و 0/83 تن در هکتار و در توده دانه زاد خالص به ترتیب 3/81 و 0/72 تن در هکتار برآورد گردید. درصد کربن آلی لاشبرگ ریز و درشت در توده دانه و شاخه زاد به ترتیب 45/20 و 38/79 درصد و در توده دانه زاد خالص به ترتیب 44/02 و 39/34 درصد به دست آمد. میانگین درصد کربن آلی و اندوخته کربن خاک در توده دانه و شاخه زاد (به ترتیب 2/01 و 70/11 تن در هکتار) کمتر از توده دانه زاد خالص (به ترتیب 2/09 و 79/67 تن در هکتار) بود. رطوبت خاک در هر توده تغییرات سالیانه داشت و میزان آن در توده دانه و شاخه زاد کمتر از توده دانه زاد خالص بود. اندوخته کربن خاک تحت تأثیر معنی دار سال قرار داشت و مقادیر آن بین سال های اجرای پروژه اختلاف معنی دار داشتند، درصورتی که مقدار اندوخته کربن لاشبرگ ریز در سال های پژوهش و قطعات نمونه تفاوت معنیدار نشان داد و مقدار اندوخته کربن لاشبرگ درشت تغییرات معنی داری نشان نداد. در هر دو توده جنگلی مورد مطالعه، بیشترین سهم میزان کربن اندوخته شده متعلق به خاک بود و پس از آن به اندوخته کربن روزمینی تعلق داشت. نتیجه گیری: نتایج به دست آمده حاکی از آن هستند که اندوخته کربن توده های بلوط ایرانی در قسمت های مختلف زیستی آن تحت تأثیر ویژگی های کمی و کیفی توده های بلوط است و تغییرات آن در سال های مختلف بسته به ویژگی های توده فرق می کنند. بر این اساس، توده های جنگلی دانه زاد که کمتر از توده های دانه و شاخه زاد دچار تخریب شده اند، عملکرد بوم شناختی بهتری داشته اند و این کارایی خود را در میزان بیشتر اندوخته کربن روزمینی، لاشریزه و خاک نشان داده اند. نتایج حاصل از کمی سازی میزان ذخیره کربن در قسمت های زیستی مختلف جنگل های بلوط نشان می دهند که جنگل های بلوط نقش قابل توجهی در ذخیره کربن دارند که در کنترل دی اکسیدکربن جو موثر است.