تغییرات ساختاری توده های جنگلی با توجه به شدت تخریب در یک بوم سازگان کوهستانی (مطالعه موردی: جنگل ابر، استان سمنان)
نویسندگان
doi
10.61186/ifej.2024.569چکیده
چکیده مبسوط مقدمه و هدف: مطالعه حاضر در سه توده ی با ترکیب و ساختار و هم چنین شدت تخریب متفاوت در جنگل ابر شاهرود استان سمنان انجام شد. در هر توده 3 قطعه نمونه 1 هکتاری به ابعاد (100×100 متر) بهروش ترانسکت انتخاب شد. ترانسکت ها موازی با یکدیگر و در جهت کلی شیب دامنه (جهت جنوبی شمالی) و افزایش ارتفاع از سطح دریا مستقر شدند. در هر قطعه نمونه مشخصه های گونه، قطر در ارتفاع برابرسینه تمام درختان بیشتر از 7/5 سانتی متر اندازه گیری و ثبت شد. از قطر برابرسینه و رویه زمینی، تراکم درختان قطور، ضریب جینی، شاخص پیچیدگی ساختار و ضریب کاهش قطری دولیوکورت جهت مقایسه تفاوت بین توده ها استفاده شد. ارزیابی ساختار توده ها با توجه به شدت تخریب با استفاده از مثلث ساختار جنگل انجام شد. برای این کار، درختان در کلاسه های کم قطر (30 < سانتی متر)، میان قطر (50-30 سانتی متر) و قطور (بزرگ تر از 50 سانتی متر) طبقه بندی شدند. اندازه گیری تجدیدحیات گونه های چوبی در ریزقطعات نمونه با ابعاد 2×2 متر (4 مترمربع) در نظر گرفته شد. مشخصات تجدیدحیات گونه های چوبی در سه گروه با ارتفاع کمتر از 0/3، 1/30-0/30 و بیشتر از 1/30 متر اندازه گیری شد. تنوع گونه ای، غنا و یکنواختی توده های مورد مطالعه با استفاده از شاخص شانون وینر تعیین شد. شاخص های تنوع شانون وینر، یکنواختی و غنا باتوجه به گونه های شناسایی شده تعیین شدند. مشخصه های تنوع گونه ای، ترکیب، توزیع تعداد و رویه زمینی در طبقات قطری و وضعیت تجدیدحیات با استفاده از آزمون یک طرفه ANOVA و مقایسات چندگانه توکی در سطح 5 درصد باتوجه به نوع آشفتگی توده ها مقایسه شدند. مواد و روش ها: مطالعه حاضر در سه توده ی با ترکیب و ساختار و هم چنین شدت تخریب متفاوت در جنگل ابر شاهرود در استان سمنان انجام شد. در هر توده، 3 قطعه نمونه 1 هکتاری به ابعاد (100×100 متر) بهروش ترانسکت انتخاب شدند. ترانسکت ها موازی یکدیگر و در جهت کلی شیب مستقر شدند. در هر قطعه نمونه مشخصه های گونه، قطر در ارتفاع برابرسینه تمام درختان بیشتر از 7/5 سانتی متر اندازه گیری و ثبت شد. از قطر برابرسینه و رویه زمینی، تراکم درختان قطور، ضریب جینی، شاخص پیچیدگی ساختار و ضریب کاهش قطری دولیوکورت جهت مقایسه تفاوت بین توده ها استفاده شد. ارزیابی ساختار توده با توجه به شدت تخریب با استفاده از مثلث ساختار جنگل جهت ارزیابی ساختار توده ها بر اساس شدت تخریب استفاده شد. برای این کار رویه زمینی در طبقات کم قطر، میان قطر و قطور محاسبه شد. اندازه گیری تجدیدحیات گونه های چوبی در ریزقطعات نمونه با ابعاد 2×2 متر (4 مترمربع) در نظر گرفته شد. مشخصات تجدید حیات گونه های چوبی در سه گروه با ارتفاع کمتر از 0/3، 1/30 -0/30 و بیشتر از 1/30 متر اندازه گیری شد. مشخصه های تنوع گونه ای، ترکیب، توزیع تعداد و رویه زمینی در طبقات قطری و وضعیت تجدید حیات با استفاده از آزمون یک طرفه ANOVA و مقایسات چندگانه توکی در سطح 5 درصد با توجه به نوع آشفتگی توده ها مقایسه شدند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که 2683 پایه متعلق به 11 گونه ی چوبی در منطقه موردمطالعه وجود دارد. بیشترین و کمترین تراکم درختان به ترتیب به توده با تخریب متوسط (346 پایه در هکتار) و شدید (189 پایه در هکتار) تعلق داشت. هم چنین، توده با تخریب شدید بیشترین میانگین قطر برابرسینه (37/46 سانتی متر) و میانگین ارتفاع (11/86 متر) را در بین سه توده دارا بود. کمترین مقدار تنوع و یکنواختی گونه ای در توده با تخریب شدید (2/31= H' ، 63/0 Species evenness = ) و بیشترین آن در توده دست نخورده (2/97= H' ، 87/0 Species evenness = ) مشاهده شد. توزیع فراوانی گونه ها در توده های جنگلی متفاوت است. ساختار توده ها فراوانی گسترده ای از حضور پایه های جوان و کم قطر ( DBH < 30cm )، کاهش پایه های قطور و مسن ( DBH > 55cm ) را در هر سه توده نشان می دهد. توده با تخریب متوسط از متنوع ترین و فراوان ترین تجدید حیات گونه های چوبی برخوردار است. الگوی کلی توزیع تعداد در طبقات قطری توده های مورد مطالعه همانند توده های جنگلی ناهمسال طبیعی، رونده کاهنده یا نیمه هذلولی را نشان می دهد به طوری که منحنی توزیع جمعیت آنها از شکل جی J معکوس پیروی می کند. در هر سه توده، بیشترین فراوانی متعلق به گونه های لِوَر ( Carpinus orientalis Mill . ) و اوری ( macranthera Fisch. & Quercus Mey ) بود . در توده های کمتر دست خورده و تخریب زیاد، این دو گونه به ترتیب 60/5 درصد (667 و 440 فرد) و 22/7 درصد (250 و 165 فرد) از کل پایه های مورد بررسی را تشکیل می دهند . هچنین فراوانی زادآوری در توده های مورد مطالعه به طور متوسط (میانگین ± انحراف معیار) 89 ± 335 نونهال و 35 ± 132 نهال (در سطح ۴ متر مربع) به دست آمد. نتیجه گیری: آشفتگی های انسانی می توانند بر مکانیسم های تجدید حیات گونه های جنگلی تأثیر بگذارند. برخی از آنها توانایی تداوم از طریق جست دهی و رشد غیرجنسی را نشان می دهند. با این حال، توجه به این نکته مهم است که همه گونه ها این ظرفیت را برای ماندگاری نشان نمی دهند. در منطقه مورد مطالعه، گونه هایی از جمله لِوَر، اوری و حتی مای مرز قابلیت جست دهی خوبی دارند و می توانند به راحتی در شرایط تخریب رویشگاه را احیاء کنند. شدت بهره برداری و برداشت در محیط با آشفتگی و تخریب متوسط، بیشتر و در محیط با تخریب زیاد، کمتر است با اینحال، نتایج به دست آمده نشان می دهند که به نظر نمی رسد بهره برداری و برداشت درختان توسط جوامع محلی و حتی تفرج کنندگان اثرات نامطلوبی بر فراوانی، ساختار و زادآوری توده های مورد مطالعه داشته باشد. بلکه عوامل دیگری از جمله برداشت های غیرمجاز و قاچاق، احداث جاده و مسیرهای انتقال گاز و برق، تغییر کاربری و احتمالاً تغییر اقلیم می توانند نقش مهمی در تخریب این توده های ارزشمند داشته باشند . با توجه به نتایج تحقیق، بهبود وضعیت تجدید حیات طبیعی گونه های درختی بومی از طریق شیوه های مختلف جنگل کاری توصیه می شود و نیاز به حفاظت فوری به منظور اطمینان از بهره برداری و مدیریت پایدار جنگل است.