تأثیر روش طبقه بندی جنگل و اثر توأم آن با روش نمونه گیری شش درختی PRODAN

نویسندگان
doi
10.61186/ifej.2024.538
چکیده

چکیده مبسوط مقدمه و هدف : منابع طبیعی تجدید شونده مانند جنگل ها از گذشته نقش مهمی در زندگی بشر بازی کرده اند. استفاده اصولی و پایدار از جنگل ها نیاز به برنامه ریزی فنی دارد. برنامه ریزی اصولی و فنی نیازمند جمع آوری داده ‎ ها و آنالیز و به دست آوردن اطلاعات کمّی و کیفی مفید است. یکی از روش های جمع آوری داده ها در جمعیت ‎ های جنگل، آماربرداری صددرصد است که این روش در عرصه ‎ های وسیع جنگلی به دلایل فنی و اقتصادی کمتر اجرا می ‎ گردد و در بیشتر مواقع برای مقایسه روش ‎ های مختلف نمونه برداری به ‎ کار می ‎ رود . در تهیّه طرح ‎ ها و تحقیقات جنگل ‎ های شمال بیشتر از روش ‎ های نمونه ‎ برداری با مساحت ثابت استفاده می ‎ شود. امروزه، روش ‎ های مختلف نمونه ‎ برداری جنگل طراحی و ارایه گردیده است که هر یک مزایا و محاسن خود را دارد. استفاده از این روش ‎ ها نیاز به بررسی و تعیین مناسبترین آن ‎ ها از نظر آسانی اجرا، زمان و دقت است. از طرفی، امروزه جنگل ‎ های صنعتی شمال کشور به دلایل بهره ‎ برداری ‎ در گذشته بیشتر به ‎ صورت توده ‎ های ناهمگن درآمده ‎ اند. برای این نوع جنگل ‎ ها، استفاده از روش طبقه ‎ بندی توأم با روش ‎ های نمونه برداری مفید و مؤثر خواهد بود. برای برنامه ‎ ریزی به ‎ منظور افزایش کارآیی، سرعت عمل و کاهش هزینه ‎ ها، نیاز به بررسی و استفاده از روش ‎ های مختلف نمونه ‎ برداری با مساحت ثابت و متغیر از جمله چند ‎‎ درختی است. این مطالعه به ‎ منظور تأثیر طبقه ‎ بندی جنگل و اثر توأم آن با روش نمونه ‎ گیری با مساحت ثابت و روش نمونه ‎ برداری با مساحت متغیر شش درختی PRODAN و مقایسه دقّت برآوردکننده ‎ ها انجام شد. مواد و روش ‎ ها : این مطالعه در جنگل ‎ های صفارود مازندران به مساحت 176 هکتار انجام گردید. عرصه ‎ های انتخاب ‎ شده با استفاده از روش آماربرداری صددرصد تمام درختان عرصه (حد شمارش، قطر برابر سینه بیش از هفت و نیم سانتی ‎ متر) اندازه ‎ گیری و ثبت گردید. برای جلوگیری از اشتباهات و اجرای آسان ‎ تر آماربرداری صد درصد، منطقه مورد مطالعه به قطعات مربعی شکل به ابعاد 50×50 متر تبدیل و تعداد 704 قطعه در عرصه پیاده شد. سپس درختان موجود در هر کدام از این قطعات جداگانه اندازه ‎ گیری گردید. روش شش ‎‎ درختی Prodan در دو مرحله صورت گرفت. مرحله اوّل در عرصه به مساحت 176 هکتار بدون طبقه ‎ بندی با ابعاد شبکه 100 x 100 متر اندازه ‎ گیری گردید. مرحله دوّم عرصه جنگل مورد بررسی با استفاده از روش طبقه ‎ بندی « نیمَن» به سه مونه از نظر موجودی حجمی شامل کمتر از 200 متر مکعب، بین 200- 250 متر مکعب و بیشتر از 250 متر مکعب در هکتار مونه ‎‎ بندی و بر اساس روش ششدرختی Prodan با استفاده از ابعاد شبکه جدید برای هر مونه صورت گرفت. در این مطالعه، اثر مونه ‎ بندی بر دقّت و زمان با استفاده از معیار ( E% 2 × T ) مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور، زمان لازم برای پیاده کردن قطعات نمونه برای اندازه گیری ‎ های لازم در داخل قطعه نمونه و زمان لازم برای پیمودن فاصله بین قطعات نمونه مجاور نیز با استفاده از کورنومتر محاسبه ویادداشت شد. یافته ‎ ها : نتایج مقایسه آزمون آماری بین میانگین متغیرهای محاسبه شده با روش ‎ های آماربرداری صددرصد (میانگین واقعی) و نمونه ‎ برداری شش ‎ درختی ( Prodan ) در مرحله اوّل بدون طبقه ‎ بندی و در مرحله دوّم با اجرای روش طبقه بندی « نیمَن» اختلاف معنی ‎ داری را در سطح 0/05 درصد نشان دادند. نتایج این بررسی از نظر شاخص دقّت و هزینه ( E% 2 × T ) نشان می ‎ دهند که اشتباه و خطای آماری مشخصه ‎ های اندازه ‎ گیری در جنگل سرپا با روش نمونه ‎ برداری شش ‎ درختی همراه با مونه ‎ بندی نسبت به ‎ روش نمونه ‎ برداری بدون مونه ‎ بندی کمتر است. این میزان برای مشخصه تعداد اصله درخت در هکتار به ‎ ترتیب 8811/81 و 5677/52 محاسبه شد که با مونه ‎ بندی جنگل و اجرای نمونه ‎ برداری شش ‎ درختی پرودان، میانگین های برآورد ‎ شده مشخصه ‎ های مورد بررسی 35/56 درصد به میانگین واقعی نزدیک ‎ تر هستند و میزان اشتباه از معیار آماری کمتر شده ‎ است. مقادیر درصد کاهش اشتباه نمونه برداری پس از مونه ‎ بندی برای مشخصه تعداد در هکتار به مقدار 4/42 درصد، برای مشخصه سطح مقطع برابر سینه 11/91 درصد و برای مشخصه حجم در هکتار به مقدار 18/48 درصد محاسبه شدند. نتیجه ‎ گیری : از نتایج این بررسی نتیجه ‎ گیری می ‎ شود که امکان برآورد مشخصه ‎ های تعداد، سطح مقطع و حجم در هکتار جنگل بر اساس طبقه ‎ بندی و اجرای روش ‎ های نمونه ‎ برداری شش ‎ درختی ( Prodan ) با مساحت متغیر به ‎ طور نسبی دقیق ‎ تر برای برنامه ریزی جنگل ‎ های ناهمگن شمال کشور وجود دارد.