معرفی فلور، شکل زیستی و پراکنش جغرافیایی گیاهان در جنگل آموزشی و پژوهشی دارابکلا
نویسندگان
doi
10.61186/ifej.2024.572چکیده
چکیده مبسوط مقدمه و هدف: شناسایی و مطالعه گونه های گیاهی هر منطقه به عنوان یکی از ارکان اساسی بوم شناسی، نه تنها اطلاعاتی درباره تنوع زیستی و تعاملات جوامع گیاهی به شرایط محیطی کنونی ارائه می دهد، بلکه تصویری جامع از تاریخچه تکاملی گیاهان و پتانسیل های اکولوژیکی آن منطقه را نیز نمایان می سازد. جنگل دارابکلا، واقع در جنوب شرق شهرستان ساری، بیشتر در زمره جنگل های پایین بند ناحیه رویشی هیرکانی قرار می گیرد و در حال حاضر به عنوان جنگل آموزشی و پژوهشی تحت مدیریت دانشکده منابع طبیعی ساری اداره می شود. با وجود اهمیت بالای مطالعات فلوریستی، تاکنون پژوهش جامعی درباره معرفی ترکیب گونه های گیاهی، شکل زیستی و پراکنش جغرافیایی آن ها در این منطقه انجام نشده است. ازاین رو، هدف این پژوهش شناسایی و معرفی گونه های گیاهی منطقه، به ویژه ترکیب گیاهی زیراشکوب این جنگل، برای مدیریت بهینه و حفاظت از این بوم سازگان طبیعی است. ارائه اطلاعات مربوط به فلور، شکل زیستی و پراکنش جغرافیایی گیاهان نیز می تواند مبنای ارزشمندی برای انجام پژوهش های آتی، به ویژه در زمینه جامعه شناسی گیاهی، در این منطقه باشد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر در جنگل آموزشی و پژوهشی دارابکلا (به مساحت 2612 هکتار) واقع در حوضه آبخیز 74 اداره کل منابع طبیعی استان مازندران انجام شد. به منظور شناسایی و معرفی فلور منطقه، نمونه برداری گونه های گیاهی از ابتدای مهرماه 1398 تا پایان شهریور ماه 1399، با استفاده از روش براوان بلانکه و قطعات نمونه 400 متر مربعی با ابعاد شبکه 400 متر و هم چنین روش پیمایش میدانی، از تمام منطقه مورد مطالعه به عمل آمد. شناسایی گونه های گیاهی با استفاده از منابع فلورا ایرانیکا و فلور ایران انجام شد. هم چنین شکل زیستی گیاهان بر اساس رده بندی رانکایر تعیین گردید. یافته ها: در مطالعه فلورستیکی جنگل آموزشی-پژوهشی دانشکده منابع طبیعی ساری، دارابکلا، تعداد 141 گونه گیاهی متعلق به 122 جنس و 60 خانواده شناسایی شدند. خانواده های Asteraceae (با تعداد 13 گونه)، Poaceae (13 گونه)، Lamiaceae (9 گونه)، Rosaceae (8 گونه) و Fabaceae (7 گونه) به ترتیب به عنوان غنی ترین تیره های گیاهی موجود در جنگل دارابکلا معرفی شدند که در مجموع 35 درصد (50 گونه گیاهی) از کل گونه ها را شامل می شوند. جنس های Carex با 4 گونه و Hypericum با 3 گونه متنوع ترین جنس های گیاهی از نظر تعداد گونه در جنگل دارابکلا بودند. بررسی شکل زیستی گونه های گیاهی منطقه به روش رانکایر نشان داد که به ترتیب کریپتوفیت ها با 28 درصد (تعداد 40 گونه)، فانروفیت ها با 26 درصد (36 گونه)، تروفیت ها 23 درصد (32 گونه) و همی کریپتوفیت ها با 21 درصد ( 30 گونه) شکل های زیستی چیره ترکیب رستنی جنگل دارابکلا هستند. کامه فیت ها نیز با 2 درصد (3 گونه) کمیاب ترین شکل زیستی منطقه هستند. نتایج بررسی پراکنش جغرافیایی گونه های گیاهی منطقه نشان داد که بیشتر گونه های گیاهی متعلق به ناحیه چندناحیه ای (48 گونه) و ناحیه رویشی اروپا- سیبری (34 گونه) هستند که بیش از 58 درصد گونه ها (تعداد 82 گونه) را به خود اختصاص داده اند. پس از آن گونه های نواحی رویشی اروپا- سیبری/ ایران تورانی/ مدیترانه ای (16 گونه، 11 درصد)، اروپا- سیبری/ ایران تورانی (15 گونه، 11 درصد)، جهان وطن (15 گونه، 10 درصد)، رویشی اروپا- سیبری/ مدیترانه ای (11 گونه، 8 درصد) قرار داشتند. نواحی رویشی ایران-تورانی و ایران-تورانی/ مدیترانه ای هرکدام با یک گونه دارای کمترین میزان حضور در سطح منطقه بودند. نتیجه گیری: مطالعه فلوریستیکی انجام شده در این پژوهش منجر به شناسایی 141 گونه گیاهی شد که بیانگر تنوع بالای پوشش گیاهی این منطقه است. در این میان، خانواده های Asteraceae ، Poaceae و Lamiaceae به عنوان غنی ترین تیره های گیاهی شناسایی شدند که نشان دهنده سازگاری بالای گونه های این خانواده ها با شرایط محیطی منطقه است. تحلیل شکل زیستی نشان می دهد که کریپتوفیت ها و فانروفیت ها، به عنوان دو گروه غالب، نقش مهمی در سازگاری با شرایط بوم شناختی جنگل دارابکلا ایفا می کنند. این یافته ها می توانند نشانه ای از پایداری این بوم سامانه در برابر تغییرات محیطی باشند. پراکنش جغرافیایی گیاهان نیز نشان می دهد که بیش از نیمی از گونه ها متعلق به چندناحیه ای و ناحیه رویشی اروپا سیبری هستند. این پراکنش جغرافیایی می تواند به درک بهتر الگوهای بوم شناختی و تعاملات بوم شناختی در این جنگل ها کمک کند. با توجه به ارزش بوم شناختی و علمی جنگل دارابکلا، حفاظت از این زیستگاه ضروری است. اجرای برنامه های حفاظتی برای جلوگیری از تخریب جنگل ها ، کاهش فشار چرا توسط دام ها و حفاظت از تنوع زیستی باید به عنوان اولویت های اصلی در نظر گرفته شود. این اقدامات نه تنها به حفظ بوم سازگان جنگلی کمک می کند بلکه فرصتی را برای پژوهش های آینده در زمینه بوم شناسی، مدیریت جنگل و تغییرات اقلیمی فراهم می آورد. به طور کلی، شناسایی و تحلیل فلورستیکی، ابزاری کارآمد برای درک وضعیت و تنوع زیستی جنگل ها است و می تواند مبنایی برای تحقیقات عمیق تر در زمینه های مختلف مرتبط با بوم شناسی و مدیریت منابع طبیعی باشد.