تحلیل زمینه مند قاچاق چوبآلات جنگلی در شرق استان مازندران
نویسندگان
doi
10.61186/ifej.2024.555چکیده
چکیده مبسوط مقدمه و هدف: تخریب منابع محیط زیستی یکی از چالشهای جدی جوامع امروزی است. اما تخریب برخی از این منابع در کشورهای در حال توسعه بیشتر به نظر می رسد. جنگل ها به عنوان یکی از منابع محیط زیستی به خصوص در کشور ما دائماً در حال تخریب هستند و قاچاق چوب به عنوان یکی از شیوه های معمول جنگل زدائی به خصوص در جنگل های شمال کشور به حساب می آید. قطع غیر مجاز چوبآلات جنگلی و پدیده قاچاق آنها از معضلات پیچیده منابع طبیعی در شمال ایران است. تخریب جنگل از طریق قاچاق چوب پیامدهای جبران ناپذیری برای محیط زیست دارد، لذا بررسی زمینه هایی که منجر به قاچاق چوب می شود از اهمیت ویژه ای برخوردار است. به هرحال، با توجه به اهمیت موضوع قاچاق چوب و متعاقب آن تخریب جنگل، می توان نتیجه گرفت که این موضوع دارای زمینه های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است که شناخت این عوامل و زمینه ها راه را برای برنامه ریزی مناسب در جهت حفظ و ارتقای منابع جنگلی هموار می کند. بر همین اساس، در این تحقیق تلاش شد تا با تأکید بر رویکردی ترکیبی ضمن شناسایی زمینه ها و عوامل مؤثر بر قاچاق چوب در استان مازندران (منطقه شرق) تحلیلی از وضعیت و کمیت قاچاق چوب در شرق استان مازندران ارائه شود. مواد و روش ها: این پژوهش برای شرق استان مازندران و به روش کیفی و اکتشافی انجام شد.. روش تحقیق در پژوهش حاضر از نوع روش های تحقیق کیفی مبتنی بر پارادایم تفسیرگرایی و با تأکید بر تحلیل مضمون است. بر اساس تحلیل مضمون، ابتدا کدگذاری توصیفی، بعد از آن کدگذاری تفسیری و در نهایت مقولات فراگیر از داده ها استخراج گردید. مقولات محوری شامل زمینه سازمانی-اداری قاچاق چوب، قانونی-کنترلی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و سیاستی بود. پس از مشخص شدن مضامین اصلی، مقوله های محوری و مقوله های فرعی، اولویت بندی مقوله های محوری انجام شد. برای امتیازدهی مقوله ها از طیف لیکرت پنج قسمتی شامل گویه های، خیلی کم اهمیت (1)، کم اهمیت (2)، اهمیت متوسط (3)، اهمیت زیاد (4) و اهمیت خیلی زیاد (5) استفاده گردید. اطلاعات تحقیق از طریق مصاحبه غیر ساختمند و چهره به چهره با نقش آفرینان اصلی مرتبط با مسئله قاچاق چوب به دست آمد. اطلاعات تحقیق از میان چهار گروه از نقش آفرینان مرتبط با قاچاق چوب شامل جوامع محلی (جنگل نشینان و دامداران)، کارکنان سازمان منابع طبیعی، خریداران و فروشندگان چوب (دپوداران و قاچاقچیان) و فعالان محیط زیست از طریق مصاحبه نیمه سازمان یافته گردآوری شد. اطلاعات از طریق تکنیک تحلیل مضمون مورد تحلیل قرار گرفت. در مطالعه حاضر، برای دست یابی به اعتبار، جنبه های مختلفی مدنظر قرار گرفت. برای رسیدن به معیار قابلیت اعتماد از سه تکنیک متعارف و مرسوم شامل مقایسه تحلیلی، بازبینی توسط مشارکت کنندگان و استفاده از تکنیک ممیزی استفاده شد. بعد از انجام و پیاده سازی مصاحبه ها، متن مصاحبه توسط شرکت کنندگان مورد وارسی و ارزیابی قرار گرفت. همچنین با رجوع مداوم به متن مصاحبه ها، صحت کدها و مضامین ساخته شده ارزیابی شد. یافته ها: در شروع تحلیل و در مرحله کدگذاری، جملات حاصل از مصاحبه ها مورد بررسی مجدد قرار گرفت. در این مرحله تلاش شد تا مقولات کلیدی از جملات استخراج گردد. در ابتدا، 49 مقوله از گزاره های کلیدی استخراج شد و با توجه به نقاط اشتراک در کنار یکدیگر قرار گرفتند و در 22 مقوله محوری دسته بندی شدند. این مقوله ها در نهایت در شش مضمون زمینه ای مرتبط با قاچاق چوب، شامل زمینه سازمانی- اداری، زمینه قانونی کنترلی، زمینه اقتصادی، زمینه فرهنگی، زمینه اجتماعی و زمینه سیاسی-سیاستی، طبقه بندی شدند. نتایج اولویت بندی مقوله های محوری مضامین اصلی قاچاق چوب شرق استان مازندران نشان داد که مقوله های "بازدارندگی پایین مجازات"، "فعالیت اقتصادی پرسود" و "مشکلات اقتصادی و درآمدی" به ترتیب با میانگین های 4/2، 4 و 3/9 در اولویت های اول تا سوم در بین 22 مقوله محوری قرار گرفتند. همچنین، مقوله های " افزایش تقاضا برای زمین در مناطق جنگلی "، " فروش زمین بایر شده " و "ضعف جامعه پذیری محیط زیستی" به ترتیب با میانگین های 2/1، 2/2 و 3/4 در اولویت های 22 تا 20 در بین 22 مقوله محوری قرار گرفتند. نتیجه گیری کلی: به طور کلی نتایج نشان می دهد که قاچاق چوب تحت تأثیر عوامل چندگانه قرار دارد و برای کنترل و پیشگیری از آن باید همه جوانب در نظر گرفته شوند. نتایج پژوهش حاضر اطلاعات دقیقی را در زمینه اتخاذ سیاست و برنامه در اختیار مدیران و سیاست گذاران بخش جنگل قرار می دهد که در تدوین و اجرای طرح ها، بر آیند مثبتی به همراه خواهد داشت.