انتخاب مناسب ترین گونه های درختی و درختچه ای برای غنی سازی جنگل های زاگرس شمالی با استفاده از تکنیک های AHP و TOPSIS (بررسی موردی: پردانان پیرانشهر)
نویسندگان
doi
10.61186/ifej.12.2.73چکیده
چکیده مبسوط مقدمه و هدف: با توجه به درگیر شدن قسمت بزرگی از جنگل های زاگرس شمالی با عوامل انسانی و غیر انسانی بخش زیادی از جنگل های این منطقه از بین رفته و در خطر نابودی قرار گرفته است. از این رو، طرح های جنگلکاری دارای اهمیت زیست محیطی فزاینده ای بوده و حتی غنی سازی جنگل های موجود یکی از راهکارهای مقابله با فرایند تخریب کمی و کیفی به شمار می رود. جنگلکاری یکی از روش های بازسازی اراضی تخریب شده بوده و اقدامی برای حفاظت از خاک، آب، مبارزه با بیابان زایی، تهیه چوب و افزایش ذخیره کربن و نیتروژن شناخته شده است. از جمله عوامل مؤثر در موفقیت طرح های جنگلکاری و غنی سازی جنگل، انتخاب گونه درختی/ درختچه ای مناسب با شرایط اکولوژیکی منطقه است. تحقیق حاضر با هدف غنی سازی جنگل های زاگرس شمالی در منطقۀ پردانان پیرانشهر و بازسازی مناطق تخریب شده (لکه های خالی) آن از طریق مشخص نمودن مناسب ترین گونه های درختی/ درختچه ای جنگلی انجام شد. مواد و روش ها: در این پژوهش ابتدا با استفاده از تصاویر ماهواره ای مربوط به سال 2022 شرکت ESRI و Google کلیه لکه های تخریب شده، روشنه ها و نقاط خالی از گونه های درختی و درختچه ای به عنوان لکۀ تخریب شده شناسایی و استخراج شدند. سپس به منظور تهیۀ واحدهای همگن منطقۀ مورد بررسی در اراضی جنگلی پردانان پیرانشهر (شمال غربی ایران، نقطۀ آغازین جنگل های زاگرس) لایه های توپوگرافی منطقه شامل شیب، جهت، ارتفاع از سطح دریا و نقشه های خاک شناسی، زمین شناسی و نقشه بوم سازگان های خرد ترکیب شدند و نقشه یگان زیست محیطی (واحدهای همگن) منطقۀ مورد بررسی تهیه شد. از هر یک از یگان های زیست محیطی تشکیل شده با توجه به وجود لکه های استخراجی تخریب شده، روشنه ها و نقاط خالی از گونه های گیاهی درختی سه نمونه خاک یک کیلوگرمی از عمق 30-0 سانتی متری تهیه شد. نمونه های خاک به آزمایشگاه منتقل شده و پس از عبور از الک دو میلی متری خصوصیات فیزیکوشیمیایی خاک شامل اسیدیته، هدایت الکتریکی، بافت، رطوبت، آهک، نیتروژن، کربن آلی، فسفر و پتاسیم، کلسیم، منیزیوم و عامل های جرم مخصوص ظاهری و حقیقی مورد اندازه گیری قرار گرفتند. سپس به منظور گروه بندی منطقه بر اساس ویژگی های خاک شناسی نتایج نمونه های خاک در نرم افزار SPSS با ترسیم نمودار دندروگرام پارامترهای استخراج شده با روش K-Means Cluster مورد بررسی قرار گرفت و پارامترهای استخراج شده پس از گروه بندی به گروه های مختلف و تعیین پارامترهای محدود کننده منطقه مورد بررسی به سه رویشگاه خوب و متوسط و ضعیف تقسیم شد. در مرحله بعد به منظور انتخاب بهترین گونه ها با مرور منابع پژوهش های انجام شده در حوزه جنگل های زاگرس لیست 29 گونه از مهم ترین و بهترین گونه ها تهیه و به عنوان گزینه های نهایی تحویل پرسش شونده ها که شامل اساتید دانشگاه و متخصصین جنگلکاری در کشور بودند، شد تا مناسب ترین گونه ها بر اساس معیارهای مورد بررسی و ویژگی های خاکشناسی منطقه انتخاب شوند. در نهایت با استفاده از نظرات پرسش شوندگان (اساتید دانشگاه ها و متخصصین جنگلکاری در عرصه های جنگلی کشور) و روش AHP ، معیارهای تصمیم گیری (شامل شش معیار قدرت سازگاری، هزینه نگهداری نهال ها و بذور در عرصه های جنگلکاری شده، حفاظت از آب و خاک، مقاومت در برابر خشکی و عوامل طبیعی (باد، آفات، آتش سوزی و غیره)، سرعت رشد و نمو و قیمت خرید نهال یا بذر) و در نهایت گونه های (گزینه ها) معرفی شده با روش TOPSIS به تفکیک هر رویشگاه اولویت بندی شد. یافته ها: نتایج استخراج لکه های تخریب شده، روشنه ها و نقاط خالی از گونه های درختی و درختچه ای با استفاده از داده های سنجش از دور نشان دهندۀ وجود تعداد 141 لکه با مجموع مساحت 685 هکتار بود. در مرحلۀ بعد، تجزیه مسأله تصمیم گیری به عناصر کوچکتر، سبب ایجاد یک سلسله مراتبی در سه سطح شد. در سطح اول، هدف تصمیم گیری و در سطح دوم شش معیار هزینه نگهداری، قیمت خرید، سرعت رشد، مقاومت، سازگاری و حفاظت از آب و خاک قرار گرفتند. در سطح سوم گزینه ها شامل 29 گونه بومی از طریق پرسش نامه بین پنج متخصص مورد بررسی قرار گرفتند و در نهایت مناسب ترین گونه (گزینه) به تفکیک هر رویشگاه (رویشگاه خوب و متوسط و ضعیف) که با استفاده از بررسی نتایج دندروگرام نمونه های خاک تفکیک شد، از روش تاپسیس انتخاب شد. نتایج حاصل از تکنیک رتبه بندی تاپسیس نشان داد در رویشگاه های خوب و متوسط گونۀ ارژن و در رویشگاه ضعیف گونۀ ارس به عنوان ارجح ترین گونه ها به ترتیب با شاخص نزدیکی 0/63، 0/65 و 0/64 انتخاب شدند و گونه های گردو و شن و داغداغان با شاخص های نزدیکی 0/489، 0/487 و 0/484 نامطلوب ترین گونه برای جنگلکاری و احیای جنگل در این مناطق انتخاب شدند. نتیجه گیری: سازگاری گونه های انتخاب شده برای طرح های جنگلکاری و غنی سازی جنگل با شرایط اکولوژیکی موجود در منطقه و کم توقع بودن آن نسبت به گونه های درختی دیگر از عوامل اصلی موفقیت این طرح ها به شمار می آید. از طرف دیگر گیاهان بر اساس سرشت و نیازهای اکولوژیکی، شرایط متفاوتی مانند مقدار نور در مراحل مختلف زندگی، رطوبت، سنگ بستر و عمق خاک را بر دیگر شرایط ترجیح می دهند و بی تردید شناخت این نیازها باعث می شود که در انتخاب گونه و انتخاب محل کاشت دقت کافی انجام گیرد و اطمینان از حصول نتیجه مثبت، بیشتر خواهد بود . نتایج حاصله از این تحقیق بیانگر این است که منطقه موردنظر به دلیل ویژگی های خاک شناسی قابلیت تقسیم به رویشگاه های قوی، متوسط و ضعیف را داشته و هرکدام از این مناطق پتانسیل لازم برای جنگلکاری را دارد. البته با توجه به این که هر گونه نیازهای اکولوژیکی خاصی دارد، متناسب بودن نیازهای اکولوژیکی گونه با شرایط اکولوژیکی موجود در منطقه شرط موفقیت در امر جنگلکاری است. نتایج این پژوهش نشان داد که گونه های بومی، مناسب ترین گزینه برای احیای مناطق تخریب یافته جنگلی هستند و به منظور احیای مناطق تخریب یافته جنگلی، گونه های پرستار نسبت به گونه های کلیماکس اولویت بیشتری را دارند. نتایج حاصل از این تحقیق می تواند مدیران جنگل را به منظور جنگلکاری موفق، به ویژه در مناطق تخریب یافتۀ زاگرس (به طور خاص زاگرس شمالی) راهنمایی نماید.