مقایسه توابع توزیع ارتفاع بلوط ایرانی (Quercus brantii Lindl) در دو رویشگاه با فرم رویشی دانه و شاخه‎زاد و شاخه و دانه‎زاد

نویسندگان
doi
10.61186/ifej.12.1.63
چکیده

چکیده مبسوط مقدمه و هدف: مدیریت پایدار و برنامه ‎ ریزی اصولی منابع جنگلی به اطلاعات کارآمد و باکیفیتی از وضیعت حال و آینده جنگل نیازمند است. بررسی وضیعت فعلی و آینده توده ‎ های جنگلی، توصیف ساختار تودۀ جنگلی و واکنش توده به عملیات پرورشی از جمله توانمدی ‎ های توزیع ‎ های آماری در مدیریت جنگل به ‎ شمار می ‎ آید. مدل ‎ سازی توزیع فراوانی ‎ ها عبارت است از نحوه پراکنش افراد یک جمعیت در طبقات مختلف ، از آنجا که پدیده ‎ های طبیعی شامل انواع پیوسته و گسسته هستند، نحوه توزیع آنها نیز متفاوت و متنوع خواهد بود. استفاده از توزیع ‎ های آماری در جنگل از قدمت زیادی برخوردار است، به ‎ طوری ‎ که برخی از محققان سابقه آن را تا دو قرن نیز دانسته ‎ اند. جنگل ‎ های زاگرس به ‎ عنوان یکی از مهم ‎ ترین ناحیه ‎ های رویشی ایران، اهمیت خاصی از نظر اجتماعی-اقتصادی و بوم ‎ شناختی دارند. گونه غالب این جنگل ‎ ها، گونه بلوط ایرانی ( Q. brantii Lind ) می باشد. این گونه بر حسب شرایط جغرافیایی و محیطی دارای رویشگاه ‎ های متنوعی در ناحیه رویشی زاگرس میانی است لذا انتظار می ‎ رود که این گونه دارای توابع توزیع احتمال متفاوتی در رویشگاه ‎ های متفاوت باشد. بنابراین در این پژوهش به بررسی توابع توزیع احتمال مشخصه ارتفاع در رویشگاه ‎ های دارای ساختار رویشی متفاوت بلوط ایرانی در جنگل ‎ های شهرستان خرم ‎ آباد پرداخته شده است تا با انتخاب بهترین مدل ‎ ها در رویشگاه ‎ های مختلف، اطلاعات مفید و سودمندی در اختیار مدیران و برنامه ‎ ریزان جنگل در جهت حفظ و ارتقای این جنگل ‎ های ارزشمند قرار داده شود. مواد و روش ‎ ها: به ‎ منظور اجرای این پژوهش با انجام جنگل ‎ گردشی ‎ های متعدد، دو منطقه با ساختار رویشی متفاوت شامل دانه و شاخه ‎ زاد (منطقه سفیدکوه) و شاخه و دانه ‎ زاد (منطقه قلعه ‎ گل) در سطح جنگل ‎ های شهرستان خرم ‎ آباد در نظر گرفته شد. در هرکدام از این مناطق تودۀ جنگلی به مساحت تقریبی سه هکتار انتخاب شد، این توده جنگلی به گونه ‎ ای انتخاب شد که معرف جنگل ‎ های منطقه باشد. تودۀ جنگلی قلعه ‎ گل در ارتفاع 1850 متری از سطح دریا و دارای شیب متوسط 20 درصد، خاک بستر نیمه ‎ عمیق و جهت شمالی بود، همچنین تودۀ جنگلی سفید کوه نیز در ارتفاع 1900 متری از سطح دریا با شیب متوسط 30 درصد، خاک بستر نیمه ‎ عمیق و جهت شمالی قرار داشت. در ادامه در هرکدام از این دو تودۀ جنگلی انتخاب شده، ارتفاع تمامی درختان بلوط ایرانی که بلندی آنها بالاتر از 1/5 متر بود مورد آماربرداری صد در صد قرار گرفت. در مجموع در دو منطقه سفیدکوه و قلعه ‎ گل به ‎ ترتیب ارتفاع تعداد 458 و 348 اصله درخت بلوط ایرانی مورد اندازه گیری قرار گرفت. برای اندازه گیری ارتفاع درختان از دستگاه لیزری TruPulse 360 استفاده شد. در این پژوهش به ‎ منظور بررسی پراکنش طبقات ارتفاعی، با توجه به پیوسته بودن متغیر ارتفاع، از پرکاربردترین مدل های توزیع احتمال پیوسته در پژوهش ‎ های زیستی شامل: وایبول دو پارامتره، گاما دو پارامتره، نرمال، لگ نرمال، بتا و جانسون استفاده شد، همچنین نیکویی برازش داده ها با استفاده از آزمون اندرسون-دارلینگ که از توان بالاتری در مقایسه با سایر آزمون ها برخوردار است، بررسی شد. برای تحلیل کلیه داده ها و رسم نمودارها نیز از نرم ‎ افزار Easy Fit 5.6 استفاده شد. یا فته ‎ ها: نتایج نشان داد که اشتباه آماربرداری در منطقه سفیدکوه برابر با 4/45 درصد و در منطقه قلعه گل برابر با 2/82 درصد می ‎ باشد، میانگین ارتفاع درختان در منطقه سفیدکوه 6/76 متر و و داده ‎ ها بین دو مقدار 1/8 تا 18 متر توزیع یافته ‎ اند، در حالی که در منطقه قلعه گل میانگین ارتفاع درختان اندازه ‎ گیری شده برابر با 7/54 متر و داده ‎ ها بین دو مقدار 1/53 و 14/04 متر قرار دارند. براساس مقادیر مربوط به چولگی و کشیدگی در دو منطقه جنگلی، میزان کشیدگی و چولگی در هر دو منطقه مثبت و در منطقه سفیدکوه بیشتر از منطقه قلعه ‎ گل می ‎ باشد که نشان ‎ دهنده تمرکز بیشتر داده ‎ ها در طبقات ارتفاعی پایین ‎ تر در منطقه سفیدکوه است. همچنین نتایج آزمون نیکویی برازش اندرسون-دارلینگ در منطقه سفیدکوه (دانه و شاخه ‎ زاد) نشان داد که مناسب ترین توابع توزیع احتمال (در سطح خطای پنج درصد) برای مدل ‎ سازی توزیع درختان در طبقات ارتفاعی به ‎ ترتیب جانسون sb و بتا می ‎ باشند، در منطقه قلعه ‎ گل (شاخه و دانه ‎ زاد) نیز مناسب ‎ ترین توابع توزیع به ‎ ترتیب بتا و نرمال تشخیص داده شدند. نتیجه ‎ گیری کلی: در مجموع نتایج این پژوهش نشان داد در مناطقی که جنگل بلوط دارای فرم دانه و شاخه ‎ زاد می ‎ باشد باتوجه به شکل توزیع (توزیع کم ‎ شونده)، جنگل دارای ساختار ناهمسال است و در مناطقی که فرم جنگل شاخه و دانه ‎ زاد می ‎ باشد جنگل به ‎ سمت یک جنگل تک اشکوبه و همسال رفته است که دلیل عمدۀ آن تخریب ‎ های ناشی از رمه گردانی، قطع سرشاخه ها جهت تألیف دام و مصرف سوخت و همچنین استفاده بی رویه از محصولات فرعی است که در سطح این منطقه رخ داده است در حالی ‎ که در منطقه سفیدکوه بر اساس مشاهدات میدانی آثار تخریب و دخالت انسانی کمتری در سطح منطقه مشاهده شد. همچنین با توجه به شکل توزیع ‎ های به ‎ دست آمده در دو رویشگاه مشخص شد که فرم رویشی درختان بر روی توابع توزیع ارتفاع درختان تأثیرگذار بوده است که این امر می ‎ تواند جهت حفظ و کنترل این جنگل ‎ های ارزشمند اطلاعات مفید و سودمندی در اختیار مدیران، برنامه ‎ ریزان و محققان قرار دهد.