بررسی تغییرات پوشش زمین با استفاده از سنجه های سیمای سرزمین (مطالعه موردی: جنگل های بانه)

نویسندگان
doi
10.61186/ifej.11.22.81
چکیده

مقدمه و هدف: با استفاده از سنجه ‎ های سیمای سرزمین، مطالعه و کمّی ‎ سازی الگوهای مکانی عناصر تشکیل ‎ دهنده محیط زیست و تغییرات گستره آنها در مقیاس ‎ های مختلف امکان ‎ پذیر است. نتیجه این بررسی می ‎ تواند به درک مناسبی از چگونگی تغییرات سیمای سرزمین که لازمه مدیریت و برنامه ‎ ریزی پایدار است ، منجر شود. با توجه به اهمیت موضوع، هدف از این پژوهش استفاده از سنجش از دور و بررسی کارایی سنجه ‎ های سیمای سرزمین در تحلیل تغییرات مناطق جنگلی و پوشش زمین در بخشی از مناطق جنگلی زاگرس شمالی است. مواد و روش ‎ ها: نقشه پوشش زمین مربوط به سال ‎ های مختلف (1377، 1388، 1399) از طریق طبقه ‎ بندی نظارت شده به ‎ روش بیشینه شباهت تصاویر ماهواره ‎ ای و تفسیر چشمی تصاویر گوگل ارث و بازدید میدانی تهیه شد. به ‎ منظور پایش و بررسی سنجه ‎ های سیمای سرزمین از افزونه تحلیل مسیر ( Patch Analyst ) نرم ‎ افزار ARCGIS و نرم ‎ افزار FRAGSTAT استفاده شد. نه سنجه سیمای سرزمین شامل چهار سنجه تعداد لکه ‎ ها NP) )، تراکم لکه ‎ ها ( PD )، درصد هر کلاس ( PLAND ) و مساحت هر کلاس CA) ) در سطح کلاس و پنج سنجه در سطح سیمای سرزمین شامل تعداد لکه ( NP )، میانگین اندازه لکه ( MPS )، شاخص تنوع شانون ( (H` ، شاخص بزرگ ‎ ترین لکه ( (LPI و شاخص پیوستگی ( Contag ) مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ‎ ها: نتایج بررسی سنجه مساحت کلاس و درصد پوشش سیمای سرزمین در بازه سال ‎ های 1377-1388-1399 در سطح کلاس، نشان دهنده کاهش مساحت جنگل و افزایش درصد پوشش مسکونی و کشاورزی طی دوره بوده است؛ به ‎ طوری ‎ که در سال 1377 پوشش جنگلی 78/82 درصد منطقه را تشکیل می ‎ داده که در سال 1399 این مقدار به 77/36 درصد کاهش یافته است (مساحت جنگلها در طول 22 سال، سالانه 0/066 درصد کاهش یافته است). در طول دوره شاهد افزایش تعداد لکه ‎ های مسکونی (از 13 به 17) و کشاورزی (از 19 به 42) و کاهش تعداد لکه ‎ های جنگلی (از 21 به 18) نیز بوده ‎ ایم. مقایسه سنجه تراکم لکه ‎ ها نیز نشان ‎ دهنده افزایش این سنجه در همه پوشش ‎ ها به ‎ جز پوشش جنگلی است. نتایج بررسی در سطح سیمای سرزمین هم نشان ‎ دهنده افزایش تعداد لکه و شاخص تنوع شانون و کاهش شاخص پیوستگی، میانگین اندازه لکه و شاخص بزرگترین لکه است. نتیجه ‎ گیری: نتایج این بررسی نشان ‎ دهنده گسترش مناطق مسکونی و کاربری ‎ های کشاورزی و کاهش مناطق جنگلی می ‎ باشد که بیانگر تخریب یکپارچگی سیمای سرزمین به ‎ دلیل افزایش تعداد و مساحت کلاس ‎ های انسان ساخت (مسکونی و کشاورزی) است. با توجه به نتایج، پیشنهاد می ‎ شود با توجه ویژه و نظارت و مدیریت صحیح، از تکه ‎ تکه شدن و تخریب بیشتر این مناطق جلوگیری شود و طرح ‎ هایی برای بازسازی مناطق تخریب ‎ شده تدوین گردد.