آینده ساختار رشته ها و گروه های آموزشی دانشگاهی ایران در فضای انقلاب صنعتی چهارم: یک رویکرد سناریویی
نویسندگان
1 استاد گروه علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
2 دانش آموخته دکتری مدیریت آموزشی گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
doi
10.61838/kman.irphe.30.1.7چکیده
پژوهش حاضر به منظور تدوین سناریوهایی برای آیندۀ ساختار رشته ها و گروه های آموزشی دانشگاهی ایران در فضای انقلاب صنعتی چهارم انجام شده است. رویکرد پژوهش حاضر آمیخته، از نظر هدف کاربردی –توسعه ای و از حیث روش گردآوری داده ها، توصیفی-تحلیلی و با استفاده از روش سناریونویسی می باشد. جامعه آماری شامل دو طیف؛ اسناد علمی و افراد خبره از مؤسسه ها و دانشگاه های دولتی شهر تهران بود. روش نمونه گیری در بخش کیفی از نمونه گیری غیراحتمالی هدفمند ملاک محور و در بخش کمی از نوع در دسترس استفاده گردید. در گردآوری داده ها از روش داده کاوی و مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش تجزیه و تحلیل داده ها از روش های تحلیل مضمون، روش سناریونویسی و نرم افزار کیفی میک مک استفاده به عمل آمد. یافته ها نشان از 16 عامل بوده که پس از تحلیل ساختاری عوامل و وزن دهی عدم قطعیت ها با روش میزان اهمیت و اجماع، دوگانه های «تولید دانش فردی و شبکه ای» و «نظام کار و اشتغال فرسوده و فناورانه» حائز بالاترین امتیاز شدند. از برهم کنش این دو عدم قطعیت 4 سناریو: ساختار شبکه ای صلاحیت گرا با نماد هشتک؛ ساختار پاسخگوی تجارت گرا با نماد کاسب؛ ساختار وظیفه ای دانش گرا با نماد کولاژ؛ و ساختار جزیره ای آموزش گرا با نماد مکتب به دست آمد. بدین ترتیب، وضعیت موجود ساختار رشته ها و گروه های آموزشی دانشگاهی در ایران در برابر تحولات انقلاب صنعتی چهارم در طیفی از تحول (سناریوی هشتک) تا فروپاشی (سناریوی مکتب) قرار دارد. دانشگاه ها در آینده نزدیک (بین 5 تا 10 سال) شاهد بحران تولید دانش و مهارت، صلاحیت و شایستگی مداری برای دانش آموختگان دانشگاهی و آماده نمودن آنها برای ورود به بازارهای نوین هستند. بنابراین؛ گذار از ساختار جزیره ای آموزش گرا به ساختار شبکه ای صلاحیت گرا توصیه و پیشنهاد می گردد.