تأثیر میزان سلولز و لیگنین بر مقاومت کششی ریشه گونه های درختی (مطالعه موردی: جنگل دارابکلا- شمال ایران)

نویسندگان
doi
10.52547/ifej.10.19.155
چکیده

مقدمه و هدف : ریشه گیاهان یکی از مهمترین مصالح زنده جهت تثبیت و تسلیح خاک دامنه ها و شیروانیهای جاده های جنگلی می باشد. این مطالعه به منظور بررسی مقاومت کششی ریشه گونه های درختی با توجه به تغییرات میزان لیگنین، سلولز و مواد استخراجی از ریشه انجام شد. مواد و روش ها: این مطالعه در جنگل دارابکلا استان مازندران انجام شد. برای تعیین مقاومت کششی ریشه درختان، نمونه های ریشه از درختان راش، ممرز، توسکا، آزاد، انجیلی و بلوط بلندمازو به روش حفر چاله جمع آوری و آزمایش مقاومت کششی با استفاده از دستگاه اینسترون برای آنها انجام شد. همچنین میزان لیگنین، سلولز، خاکستر و مواد استخراجی برای ریشه گونه های مختلف درختی با استفاده از تجزیه شیمیایی اندازه گیری شد. به منظور مقایسه مقاومت کششی ریشه های گونه های درختی از تجزیه واریانس یکطرفه استفاده شد. همچنین از تحلیل چند متغیره تشخیص برای تعیین معنی داری و طبقه بندی گونه ها بر اساس مقادیر سلولز، لیگنین، خاکستر و مواد مستخرجی استفاده شد. یافته ها: بیشترین مقاومت کششی برای گونه بلوط ( MPa 70/1) و انجیلی ( MPa 60/1) و کمترین مقاومت کششی برای گونه های توسکا ( MPa 41/2) و راش ( MPa 45/3) ثبت شد. نتایج نشان داد در گونه های راش، توسکا و انجیلی میزان لیگنین بالاتر از میزان سلولز اندازه گیری شده است. درحالیکه در گونه آزاد سلولز بیشترین سهم را دارد. در گونه راش و توسکا که مقادیر لیگنین آنها بیشتر است، میانگین مقاومت کششی اندازه گیری شده از سایر گونه ها کمتر و برای گونه بلوط و ممرز که مقادیر سلولز آنها بیشتر ثبت شد، مقاومت کششی بیش از سایر گونه ها می باشد. نتایج تحلیل تشخیص نشان میدهد سه گروه با درصد انطباق پذیری بالا توسکا-راش، ممرز-آزاد و انجیلی-بلوط تشکیل شده است که با توجه به نتایج آزمایشهای مقاومت کششی و تجزیه شیمایی ریشه وضعیت تقریباً مشابهی دارند. نتیجه گیری : با توجه به نتایج این مطالعه بررسی میزان لیگنین و سلولز ریشه گونه های مختلف و همچنین توجه به تحلیل تشخیص و گروه بندی گونه ها با در نظر گرفتن چند عامل می تواند به محققان در تصمیم گیری برای انتخاب گونه مناسب پروژه های زیست مهندسی کمک زیادی نماید.