تأثیر رویشگاه بر ویژگی های خاک و ترسیب کربن در توده های دست کاشت صنوبر دلتوئیدس در ساری

نویسندگان
doi
10.52547/ifej.9.18.187
چکیده

مقدمه و هدف: تغییر اقلیم و افزایش گرمایش جهانی یکی از چالشهای مهم در بحث توسعه پایدار است که ناشی از افزایش غلظت گازهای گلخانهای به ویژه گاز دیاکسید کربن می باشد. جنگلکاری یکی از راهکارهای عملی و ساده به منظور کاهش دیاکسید کربن جو و افزایش ترسیب کربن در خاک است. بنابراین، هدف از اجرای تحقیق حاضر بررسی روند تغییرات ترسیب کربن خاک توده های دست کاشت صنوبر دلتوئیدس واقع در طبقات ارتفاعی مختلف بود. مواد و روش ها: سه رویشگاه در حدود ارتفاعی بین 150 تا 1200 متر در شهرستان ساری انتخاب شد. متغیرهای کمی شامل قطر برابر سینه، ارتفاع کل، سطح مقطع و ضریب قدکشیدگی تمام درختان با قطر بیشتر از هفت و نیم سانتی متر (آماربرداری صد درصد) مورد ارزیابی قرار گرفت. به منظور بررسی خصوصیات فیزیکی (رطوبت، بافت و چگالی ظاهری) و شیمیایی خاک (اسیدیته، هدایت الکتریکی، نیتروژن، فسفر، پتاسیم و کربن آلی) ده نمونه خاک از عمق 10-0 سانتیمتر در هر یک از توده ها با روش استوانه تهیه شد. یافته ها: بیشترین مقدار قطر برابر سینه (27/83 سانتیمتر)، ارتفاع (21/13 متر) و سطح مقطع (0/046 مترمربع) در رویشگاه مهدشت مشاهده شد و کمترین مقادیر آن ها در رویشگاه پهنه کلا مشاهده شد. کمترین مقادیر اسیدیته (0/04 ± 6/26)، هدایت الکتریکی (0/01 ± 0/30 دسیزیمنس بر متر )، نیتروژن کل (0/01 ± 0/11 درصد)، پتاسیم (25/00 ± 169/49 میلیگرم بر کیلوگرم) و کربن آلی (0/06 ± 1/43 درصد) خاک در منطقه نقیبده-مزده (بالاترین ارتفاع) مشاهده شد. بیشترین و کمترین مقدار ترسیب کربن به ترتیب در تودههای مهدشت (پایینترین ارتفاع) و نقیبده-مزده (بالاترین ارتفاع) مشاهده شد. نتیجه گیری: به طور کلی، در ارتفاعات پایینتر درختان صنوبر دلتوئیدس از رشد قطری مطلوبتری نسبت به ارتفاعات بالاتر برخوردار هستند. با توجه به نتایج این پژوهش میتوان بیان کرد کاشت گونه صنوبر دلتوئیدس در مناطق پایین بند میتواند راهکار مناسبی به منظور کاهش میزان دیاکسید کربن جو باشد.