زمینه‌ها و ابعاد بحران اورامان در دورة ناصری (1268-1287ق)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری تاریخ ایران بعداز اسلام، دانشگاه لرستان

2 دکترای تاریخ ایران بعد از اسلام، دانشگاه اصفهان

doi
10.30473/lhst.2019.5589
چکیده

یکی از مهم­ترین وقایع کردستان در اواخر حکومت اردلان، ناآرامی‌های منطقة اورامان است. حفظ امنیت این منطقه، با توجه به هم­جواری با مرزهای عثمانی، از دغدغه‌های حکمرانان محلی کردستان و دولت مرکزی در دورة قاجار بود؛ با اینحال، در فاصلة سال‌های 1268تا 1287ق مواردی از ناآرامی در منطقة اورامان، در منابع تاریخی بازتاب یافته است. این پژوهش، به‌روش اسنادی و با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی، بر پایة منابع کتابخانه‌ای، در پی پاسخ‌گویی به این دو پرسش است: مهم‌ترین عوامل بحران اورامان کدام است؟ دولت مرکزی برای مدیریت این بحران، چه سیاستی در پیش گرفت؟ یافتة این پژوهش، نشان می­دهد که بحران اورامان در مجموع متأثر از مؤلفه‌های چندگانة قدرت‌‌طلبی‌های محلی برخی حکام اورامان، سیاست‌های نادرست و ضعف حکومت محلی اردلان و تمرکزگرایی دولت مرکزی در دورة ناصری بوده است و برخلاف برخی تحلیل‌ها، نمی‌توان انگیزه‌های براندازانه یا ابعاد قوم‌مدارانه برای آن متصور شد. انتصاب فرهادمیرزا معتمدالدوله به‌عنوان حاکم کردستان نیز با هدف مهار بحران در اورامان بوده است. معتمدالدوله با همراهی نیروهای اعزامی از سوی دولت مرکزی، توانست در کوتاه‌مدت و به‌روش قهرآمیز، بر این بحران غلبه کند. این امر به‌معنای برطرف شدن زمینه‌ها و پیامدهای بحران و موفقیت دولت مرکزی در مهار بحران در بلندمدت نیست.