ارتباط بین خشکیدگی درختان بلوط ایرانی با عوامل محیطی و خصوصیات جنگل شناسی در جنگل حفاظتی دنا
نویسندگان
doi
چکیده
در سال های اخیر تغییرات اساسی در ساختار اکوسیستم های جنگلی زاگرس روی داده است که از جمله آن می توان به خشکیدگی گونه اصلی این منطقه ، بلوط ایرانی ( Quercus brantii Lind l. ) اشاره کرد . بر این اساس در این تحقیق سعی گردید تا ارتباط بین میزان خشکیدگی درختان را با خصوصیات جنگلشناسی و شرایط توپوگرافی و خاکی بررسی شود. پس از انجام جنگل گردشی قسمتهایی از جنگل که دارای خشکیدگی هستند، مشخص و در هر شکل زمین (ارتفاعات، شیبها، جهات جغرافیایی و فرم زمین متفاوت)، سه پلات انتخاب شد. در مجموع 23 پلات در منطقه دنا نمونهبرداری شد. در هر پلات، متغیرهای فیزیوگرافی و جنگلشناسی ثبت و نمونه خاک برای آزمایشهای فیزیکی و شیمیایی خاک برداشت شد. سپس درختان در سه کلاسه مختلف خشکیدگی کم (15-0 %)، متوسط (30-15 %) و بالا (30 < %) تقسیمبندی شدند. نتایج نشان داد که شیبهای زیاد و جهتهای جنوبی از درصد خشکیدگی بیشتری برخوردارند، اما متغیرهای خاکی هیچگونه رابطه معنیداری با خشکیدگی نشان ندادند. نتایج جنگلشناسی نیز نشان داد که بیشترین خشکیدگی در درختان با قطرهای کم و متوسط و نیز با مساحت تاجپوشش بیشتر اما ارتفاع کمتر وجود دارد. از طرف دیگر نتایج همبستگی، رابطه معنیدار مثبت بین تعداد جست زیاد و درصد خشکیدگی را نشان داد. درواقع درختان در فرم شاخهزاد، بیشترین خشکیدگی را داشتند. به طورکلی میتوان گفت که شرایط توپوگرافی و جنگلشناسی ازجمله عوامل مهمی هستند که میتوانند بر چگونگی پراکنش خشکیدگی درختان بلوط ایرانی بهویژه بر روی درختان کوچک و شاخهزاد تأثیر بگذارند.