الگوی علمشناسی غایتمحور
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری دانشگاه فردوسی مشهد
2 دانش آموخته دکتری دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22067/fiqh.v0i0.31202چکیده
قدما معمولاً به تبعیت از ارسطو دانشها را با ملاک موضوع طبقهبندی میکردند. این ملاک مشکلاتی را همچون عدم فراگیری همه علوم و به دست نیاوردن یک ردهبندی جامع از دانشها و ... پدید آورده بود. برای مثال، مسائل برخی علوم همچون کلام و اصول فقه و یا فقه و حقوق و یا تاریخ و جغرافیا و ... چنین ارتباطی با موضوعات خود ندارند و همه مسائل آنها از عوارض ذاتیه موضوعشان خبر نمیدهند. در اینجا بود که برخی چون محقق خراسانی و بسیاری از اصولیان پس از وی، به «غایت» تمسک جستند. این دیدگاه که به دلیل نقصان الگوی علمشناسی ارسطویی شکل گرفته، خود نیز با کاستیهایی روبرو بوده که موجب شده است محققانِ بعد از صاحب کفایه، به تعدیلاتی در آن روی آورند، برخی الگوی علمشناسی ارسطویی (موضوعمحور) را کارآمدتر بدانند و دستهای دیگر نیز الگوی سومی غیر از اینها را ارائه دهند و حتی به سمت رویکردهای تلفیقی و قراردادی گرایش پیدا کنند.