مبانی مشترک اصول فقه و هرمنوتیک کلاسیک در فهم متن
نویسندگان
1 مدرس حوزه جامعه المصطفی العالمیه مشهد
2 استایار دانشگاه فردوسی مشهد
3 عضو هیأت علمی مؤسسه علمی-تحقیقی مدرسه علمیه نرجس (س) مشهد
doi
10.22067/fiqh.v48i25.34533چکیده
یکی از مسائل مهم علوم دینی و علوم انسانی، فهم معنای متن است. هرمنوتیک یکی از شاخههای علوم انسانی است که به بحث در مبانی نظری تفسیر و فهم متن میپردازد. علم اصول فقه نیز هدف مشابهی را دنبال میکند زیرا وظیفهی آن، استنباط حکم شرعی از متون و منابع دینی است و از این روست که اصولیان - در بحث الفاظ - ناگزیر به کشف قواعد فهم متون هستند.با توجه به زمینههای مشترکی که میان این دو رشته علمی وجود دارد، مطالعه تطبیقی میان آنها ضروری به نظر میرسد تا با شناخت مبانی مشترک، بتوانیم از اصول و موازین متقن فهم متن درک بهتری داشته باشیم.از آنجا که در میان شاخههای هرمنوتیک، هرمنوتیک کلاسیک نزدیکی بیشتری با اصول فقه دارد، در این پژوهش که به شیوه توصیفی-تحلیلی همراه با گردآوری اطلاعات اسنادی و کتابخانهای انجام گرفته است، به بررسی مبانی مشترک میان اصول فقه و هرمنوتیک کلاسیک پرداخته شده است و از این رهگذر شش مبنای مشترک میان آن دو تبیین گردیده است؛ 1. مؤلف محوری 2. معیارگرایی 3. عینیتگرایی و تعین معنا 4. امکان عبور از موانع تاریخی فهم (أصاله عدم النقل) 5. تبعیت از قواعد عام فهم 6- پرهیز از تأثیر پیشفرضها.