اندازهگیری پایبندی علّامه حلّی به سند محوری در نقد حدیث
نویسندگان
1 دانشیارگروه علوم قرآن وحدیث دانشگاه کاشان
2 دانشجوی دانشگاه کاشان
3 استادیارگروه علوم قرآن وحدیث دانشگاه کاشان
doi
10.22034/hs.2021.13160چکیده
علمای امامیه برای ارزیابی روایات از دو اصطلاح صحیح و ضعیف استفاده میکردند و بر اساس قراین - که یکی از آن قراین سند حدیث بود - به صحت و یا ضعف حدیثی حکم میکردند. تا اینکه نظریه تربیع احادیث توسط علّامه حلّی به کار گرفته شد. ایشان احادیث را بر اساس سلسله سند به چهار دسته «صحیح»، «حسن»، «موثق » و «ضعیف» تقسیم کرد. با توجه به انتقاد بسیاری از عالمان به این شیوه ارزیابی، در این پژوهش بر آن شدیم تا به صورت آماری میزان پایبندی علّامه حلّی در عمل به وضع اصطلاحات جدید و سندمحوری را به دست آوریم. بر اساس نتایج به دست آمده، ایشان در موارد بسیاری به اصطلاحات خود پایبند نبوده و تعداد احادیث ضعیفی که مورد عمل قرار داده، از مجموع احادیث صحیح وحسن و موثق بیشتر است. بنابراین با وجود اینکه ایشان از پیشگامان رویکرد سندمحورانه به نقد حدیث است. این رویه را در کتابهایش در پیش نگرفته است.