جرعه‌های نهفته در شراب خام (بررسی رمان «شراب خام» اثر «اسماعیل فصیح» بر اساس رمزگان پنج‌گانه بارت)

نویسندگان

1 هیئت علمی دانشگاه اراک

2 دانشگاه اراک

doi
10.22059/jlcr.2025.396526.2062
چکیده

رمان «شراب خام» تهران سال ۱۳۳۵ را به تصویر می‌کشد؛ داستان مردی که پس از بازگشت از آمریکا با زندگی مرفه اما پرتنش، با معماهای جنایی و روابط انسانی پیچیده‌ای روبه‌رو می‌شود. پژوهش حاضر با این پرسش می‌پردازد که چگونه بر اساس رمزگان پنج‌گانه بارت می‌توان لایه‌های معنایی چندگانه‌ی رمان «شراب خام» را دقیق و مستند آشکار کرد؟ روش پژوهش توصیفی-تحلیلی بر مبنای رمزگان پنج‌گانه (هرمونتیک، پروآیرتیک، نمادین، معنابنی، و ارجاعی) رولان بارت است. در بخش تحلیل هرمنوتیکی، معماهای حل‌نشده مرگ مهین و ناصر با چاشنی تعلیق و ابهام واکاوی می‌شود تا خواننده از سطح نخست روایت فراتر رود. رمزگان پروآیرتیک زنجیره رویدادهای جنایی، کنش‌های کلیدی مانند قتل، بازپرسی‌ها و ملاقات‌ها را دسته‌بندی و نام‌گذاری می‌کند. رمزگان معنابنی به دلالت‌های ضمنی شخصیت‌ها (جلال، ناصر، اسماعیل و یوسف) و نمادهایی نظیر «شراب» و «سراب» می‌پردازد. رمزگان نمادین جفت‌تقابل‌هایی همچون ماندن/رفتن، سنت/مدرنیته، مرگ/زندگی و شهر/روستا را به‌عنوان محورهای ساختاری متن بازمی‌نماید. در نهایت رمزگان ارجاعی، پس‌زمینه فرهنگی و اجتماعی ایران دهه ۱۳۳۰ و نقد روشنفکران منزوی و ناتورالیسم رمان را آشکار می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد رمان «شراب خام» با بهره‌گیری از ساختار جنایی و لایه‌های نمادین و معنابنی، بستری مناسب برای تولید معناهای متکثر فراهم ساخته و خواننده را از موقعیت مصرف‌کننده منفعل به نقش تولیدکننده فعال معنا می‌رساند. نمادهایی نظیر «شراب» و «سراب» می‌پردازد. رمزگان نمادین جفت‌تقابل‌هایی همچون ماندن/رفتن، سنت/مدرنیته، مرگ/زندگی و شهر/روستا را به‌عنوان محورهای ساختاری متن بازمی‌نماید. در نهایت رمزگان ارجاعی، پس‌زمینه فرهنگی و اجتماعی ایران دهه ۱۳۳۰ و نقد روشنفکران منزوی و ناتورالیسم رمان را آشکار می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد رمان «شراب خام» با بهره‌گیری از ساختار جنایی و لایه‌های نمادین و معنابنی، بستری مناسب برای تولید معناهای متکثر فراهم ساخته و خواننده را از موقعیت مصرف‌کننده منفعل به نقش تولیدکننده فعال معنا می‌رساند.