واکاوی معنا و مفهوم اعانه بر اثم در آرای فقهای امامیه
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فقه و مبانی حقوق اسلامی فردوسی مشهد
doi
10.22067/fiqh.v47i21.33313چکیده
اعانه بر اثم از جمله قواعدی است که متّکی به دلیل قرآن و روایت و عقل و اجماع است و حجّیت آن خدشهناپذیر است. در حجّت بودن آن تقریبا اختلافی نیست اما مفهوم اعانه بر اثم همواره محل بحث و نزاع فقها بوده است. آنچه در این تحقیق مهم انگاشته شده است بررسی سیر تاریخی و تغییر و تحولات آرای فقهای امامیه در این باب از ابتدا تاکنون میباشد که برای نیل به این منظور از روش تحلیلی- توصیفی مبتنی بر اسناد کتابخانهای بهره گرفته شده است. با نگاهی به آرای فقها، پی به تشتّت فراوان آن میبریم که هریک تعریفی متفاوت از اعانه بر اثم ارائه دادهاند که قریب به اتّفاق این تعاریف، مستند به فهم عرفی است. در رابطه با چگونگی انطباق مفهوم اعانه بر عرف، ملاکهای مختلفی ذکر شده است که بازگشت اکثر آنها به یک ملاک است که شیخ انصاری بهتر از همه آن را بیان نموده است و آن، یاری رساندن در مقدماتی است که فایدهاش منحصر در حرام باشد. در پایان با جمعبندی اقوال نتیجه گرفته میشود که در صورت قصور فهم عرفی از مسأله، ملاک در صدق عرفی اعانه، قاصد بودن معین است.