قاعدۀ «وجوب تکریم انسان» در فقه و حقوق اسلامی
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین
2 دانشجوی دکتری دانشگاه یاسوج
doi
10.22067/fiqh.v47i20.23490چکیده
کرامت ذاتی، عطیهای الهی از جانب پروردگار به انسان است و از آن جهت که ذاتی و جزء هویت انسان است، سلب آن ممکن نیست. بر اساس برخی آیات شریف قرآن میتوان کرامت ذاتی را به عنوان نوعی شرافت که حاکی از برخورداری از نعمت تعقّل، ارادۀ آزاد، نفخۀ الهی، قدرت انتخاب و... است و همۀ انسانها به طور یکسان از آن برخوردارند، اثبات نمود و قاعدهای با عنوان «تکریمالانسان» را در تدوین قوانین حقوقی بهکار گرفت. یکی از حوزههای تاثیرگزاری این قاعده، حوزه وضع مجازات، برای جرائم دارای مجازات غیر حدی است؛ بر اساس این قاعده، تا جایی که شیوههای غیر کیفری، از حفظ ارزشها ناتوان نماندهاند، رفتن به سوی ابزارهای کیفری، آن هم با وضع و اِعمال مجازاتهای غیرمتناسب با جرم، خدشهای بر کرامت انسانی است و تکیه افراطی، بر مصالحی چون؛ پیشگیری عمومی و خصوصی، بازدارندگی و اصلاح بزهکار و... به جای معیارهای تناسب جرم و مجازات، با این قاعده سازگار نبوده و استفاده ابزاری از مجرم برای رسیدن به اهداف دیگر محسوب میشود. نمونههایی از احکام فقهی از جمله ارتداد، محدودیتهای مربوط به کافر ذمّی، و نیز نمونههایی از حقوق انسان از جمله حق تعیین سرنوشت، بر اساس این اصل، از حکم متعادلتری برخوردار خواهند شد. محدودسازی بهرهجویی از مجازات اعدام و پرهیز از اجرای علنی آن از دیگر هشدارهای این قاعده بوده و لزوم بازنگری در برخی از احکام فقهی و حقوقی را نشان میدهد.