ارائه الگوی بومی شده شهر بیوفیلیک در مناطق 9 و 10 کلان شهر تهران
نویسندگان
1 دانشیار گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 دکتری جغرافیا و برنامهریزی شهری، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 دانشیار گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
doi
10.30495/jupm.2021.3946چکیده
با ظهور انقلاب صنعتی و تغییر نگرشها و بهرهکشی از طبیعت، گسیختگی بین فضاهای شهری و نظام های طبیعی به وجود آمده است. این امر موجب شکلگیری فضاهای بیروح شهری شده که با روحیات و نیازها و وابستگیهای ذاتی انسانی به طبیعت هیچ انطباقی ندارند. مسائل و مشکلات بی شمار ناشی از این گسستگی به یکی از دغدغه های مهم برنامه ریزان شهری تبدیل شده است. در این راستا رویکرد بیوفیلیک بهعنوان یک رویکرد نوین و جامعنگر مبتنی بر طبیعتمحوری در فضاهای شهری، با تطبیق شاخصهای محیطی، شهروندمداری و مدیریتی به دنبال پایداری اکولوژیکی شهری است. پژوهش حاضر باهدف بومیسازی شاخصهای جهانی شهر بیوفیلیک در مناطق 9 و 10 کلانشهر تهران، سعی دارد ضمن تجزیهوتحلیل روابط درونی میان این شاخصها، الگوی از شهر بیوفیلیک را ارائه دهد. جامعه آماری پژوهش گروه خبرگان و کارشناسان و اساتید رشتههای جغرافیا و برنامهریزی شهری، محیطزیست، شهرسازی تشکیل میدهد. روش تحقیق توصیفی– تحلیلی میباشد. با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزار pls، توضیح و تبیین ارتباطات میان شاخصهای بومیشده شهر بیوفیلیک و چگونگی پیوند میان متغیرهای مدل به ارائه الگو پرداخته میشود. نتایج پژوهش حاکی از آن است که شاخص نهادها و سازمانهای بیوفیلیک با ضریب مسیر (330/5)، زیرساختها و شرایط بیوفیلیک با ضریب مسیر (314/4)، نگرشها و آگاهیهای بیوفیلیکی با ضریب مسیر (423/3) و درنهایت فعالیتهای بیوفیلیکی با ضریب مسیر (109/2) به ترتیب بیشترین تأثیر در طراحی الگو شهر بیوفیلیک دارند. با توجه به این نتایج میتوان اصول حرکت به سوی دستیابی به شهر بیوفیلک را فراهم کردن شرایط و زیرساختی از سوی نهادها و سازمانها، سیاستگذاریهای مدیران در راستای حفظ طبیعت، تدوین و پایش قوانین اجرایی مرتبط با الگوی بیوفیلیک، مشارکتهای فعال مردمی، تغییر نگرش و همسویی شهروندان با مسائل محیط زیست، آموزشهای زیست محیطی و ... را اشاره کرد.