الگوهای نوین علم شناسی اصولیان
نویسندگان
1 مربی و دانشجوی دکتری مدیریت آموزش عالی دانشگاه علامه طباطبایی
2 استادیار و مسئول گروه اندیشه و مطالعات فرهنگی دانشکده فرهنگی اجتماعی دانشگاه جامع امام حسین (ع)
3 دانشجوی دکتری دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22067/fiqh.v47i20.30379چکیده
این ایده که تمایز علوم باید بر اساس موضوعات باشد، با انتقادات و ایرادات جدی روبروست؛ چراکه هم استدلالهای پیروان این رویکرد قابل خدشه است و هم تاریخ علم پر است از مثالهای فراوانی که در این چارچوب و حصار تنگ نمیگنجند. این شد که برخی همچون محقق خراسانی به سوی تمایز بر اساس غرض رفتند. اما این رویکرد نیز با مشکلاتی روبرو بود و انتقاداتی را به همراه داشت و لذا اصولیان معاصر الگوهای دیگری را پیشنهاد دادهاند؛ برخی به ارائه تبیینی نو از چیستی موضوع علوم پرداختهاند، برخی سنخیت قضایا را مطرح کردهاند و در نهایت بسیاری از آنها از حصرگرایی دست برداشته و به سوی مدلهای تلفیقی گرایش پیدا کردهاند، و تکیه بر فقط موضوع و یا فقط غایت و... را کافی نمیدانند و جملگی بر این مطلب پای میفشارند که التزام به اینکه تمایز علوم باید به تمایز موضوعات باشد، التزامی بدون ملزم است و هیچ داعیای برای این التزام وجود ندارد. و کمکم به این نظریه گرایش پیدا کردند که تمامی اموری که در وحدت اعتباریای که در مجتمع عقلایی معتبرند، دخیلند را باید لحاظ کرد و یکی از آنها به تنهایی کفایت نمیکند و لذا مدار وحدت و کثرت، اعتبار ناشی از مراعات مصالح عقلایی و جهات دخیل در آن است، نه غرض شخصی مدون و نه موضوع، محمول، غایت و... (هریک به تنهایی).