بررسی نشانهشناختی «عشق» بر اساس نظریه ریفاتر در منطقالطیر عطار و غزلیات فاضل نظری
نویسندگان
1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران.
2 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج، کرج، ایران.
doi
10.22059/jlcr.2025.373585.2000چکیده
نشانهشناسی دانش مطالعۀ انواع نشانهها، عوامل حاضر در فرایند تولید معنا و تعبیر آنها و قواعد حاکم بر نشانهها است. این نظریه علاوه بر اینکه به جوانب گوناگون ساختمان شعر یعنی انباشت، منظومۀ توصیفی، هیپوگرام و شبکۀ ساختاری توجه میکند، برخی از زوایای پنهان اشعار را آشکار میکند و انسجام و طرح فکری و دلالتهایی که در پس معنای ظاهری شعر نهفته است، با این الگو قابلِ بررسی و تبیین است. ما در این پژوهش به روش توصیفی ـ تحلیلی در پی آن هستیم که «عشق» در منطقالطیر عطار را با غزلیات فاضل نظری، بر مبنای نشانهشناسی ریفاتر بررسی و تحلیل کنیم. دلیل انتخاب این دو شاعر این بوده است که خواستهایم مفهوم عشق را از دیدگاه قدیم و جدید بررسی کنیم و ضمن تطور این مفهوم، دیدگاه هر دو شاعر را نسبت به «عشق» بررسی و تحلیل و به تفاوتها و شباهتهای این دو دیدگاه اشاره کنیم. بر این اساس در این پژوهش معنابُنهای عاشق و غیر عاشق یا عشق و بدون عشق در متن کلاسیک و معاصر ترسیم شد و مشاهده گردید که هیپوگرامهای مشترک در منظومۀ فکری دو شاعر وجود دارد: از دیدگاه هر دو شاعر، عشق پایگاه و جایگاهی بلند دارد؛ بهگونهای که بنیاد آفرینش بر اساس عشق است و با عنایت و کرامت عشق است که زندگی معنا و ارزش پیدا میکند. در راه عشق و عاشقی باید خوندلها خورد و مرارتها و سختی چشید و کشید و همهچیز را فنا و قربانی کرد تا به هستی و معرفت حاصل از عشق رسید.