تحلیل داستان «پاییز فصل آخر سال است» بر اساس سنت نوشتاری زنان

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه تهران

doi
10.22059/jlcr.2025.386477.2037
چکیده

رمان به‌عنوان یکی از رسانه‌های مهم و مدرن، نقشی اساسی در بازتاب و تصویرسازی مسائل مختلف جامعه ایفا می‌کند. این ویژگی به رمان امکان می‌دهد تا ابزاری مؤثر برای بازخوانی و بازبینی افکار و نگرش‌های حاکم بر جامعه باشد. داستان «پاییز فصل آخر سال است» نوشتۀ نسیم مرعشی، یکی از شاهکارهای ادبی دو دهه اخیر، نمونه‌ای برجسته از این توانمندی است. این رمان که در سال 1394 موفق به دریافت جایزۀ ادبی جلال آل احمد شد، با پرداختن به موضوعات اجتماعی و فرهنگی، تصویری دقیق از واقعیت‌های جامعه معاصر ارائه می‌دهد. در مقاله پیش رو، هدف ما بررسی این داستان از طریق رویکرد شوالتر، منتقد و نظریه‌پرداز مطرح آمریکایی است. نظریۀ او که با عناوین نقد وضعی یا سنت نوشتاری زنان شناخته می‌شود، امکان بررسی نوشتار زنانه را از منظر تفاوت‌های جنسیّتی فراهم می‌آورد. با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی و تکیه بر رویکردهای چهارگانه شوالتر در زمینه‌های زبانی، زیستی، فرهنگی و روانی، قصد داریم تا به درک عمیق‌تری از وضعیت و تجربیّات زنان در داستان دست یابیم. نتایج پژوهش نشان می‌دهد نویسنده در این داستان به بررسی بحران هویّت، انزوا، تنهایی و فردگرایی در بستر گذار از سنت به مدرنیته پرداخته و با بهره‌گیری از فنون داستان‌نویسی دقیق، تصویری جامع و چندلایه از زندگی شخصیت‌ها و جامعه معاصر ایران ارائه داده است. همچنین وی با استفاده از واژگان خاص، توصیف تجربیات زیستی، نمایش تقابل میان سنت و مدرنیته، و بررسی انزوا و تنهایی شخصیت‌ها، چالش‌های هویتی و نقش‌های جنسیتی زنان را به خوبی بازنمایی کرده است. این پژوهش، نقش رمان در نقد و بازنمایی افکار و ارزش‌های جامعه را نشان می‌دهد.