تحلیل ارجحیت ذهنی شالیکاران نسبت به کشت دوم پس از برنج در شهرستان رشت: کاربرد تحلیل سلسه مراتبی (AHP)

نویسندگان

1 استادیار، موسسه آموزش و ترویج کشاورزی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران.

2 مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان گیلان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، رشت، ایران،

3 مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان گیلان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، رشت، ایران

doi
10.22069/jead.2022.20275.1602
چکیده

پژوهش حاضر با هدف تحلیل ارجحیت ذهنی شالیکاران نسبت به کشت دوم بعد از برنج در شهرستان رشت و با رویکردی تلفیقی (کمی – کیفی) انجام شد. جامعه آماری شامل 30 نفر از کشاورزان خبره این شهرستان بودند که با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. پایایی ابزار تحقیق با استفاده از آلفای کرونباخ و روایی آن توسط روایی سازه تایید شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها توسط نرم‌افزارهای SPSS12 و Expert Choice11 انجام شد. یافته‌ها نشان داد که «عدم‌حمایت دولت برای تولید و فروش این نوع محصولات»، «عدم وجود مزارع الگویی موفق در کشت محصولات جایگزین با مدیریت دولت» و «عدم وجود بازار فروش مناسب برای این محصولات» به‌ترتیب با نسبت مقادیر 93، 90 و 73 درصد، مهم‌ترین عوامل بازدارنده تمایل کشاورزان به کشت دوم بودند. مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده نوع کشت نیز به‌ترتیب شامل درآمدزایی، هزینه تولید و بازار فروش محصولات تولیدی بودند. همچنین نتایج نشان داد، راتون و لوبیای محلی به‌ترتیب، بالاترین رتبه‌ها در ارجحیت ذهنی کشاورزان در کشت محصولات با در نظر گرفتن معیارهای درآمدزایی، بازار فروش و هزینه تولید را به‌دست آوردند، اما از نظر معیار کمبود آب و اشتغال، لوبیای محلی و علوفه در بالاترین رتبه‌های قرار گرفتند. در مجموع، نتایج نشان داد که راتون با ارزش وزنی بالای 453/0 از بیشترین اولویت برای قرار گرفتن در الگوی کشت دوم برخوردار بود و لوبیای محلی و علوفه با وزن‌های 353/0 و 078/0 در اولویت‌های بعدی قرار گرفتند. بر این اساس، اقداماتی چون طراحی الگوی کشت بهینه، خرید تضمینی، ایجاد مزارع الگویی و توسعه صنایع تبدیلی پیشنهاد می‌شود.