بررسی منظومه «هذیان دل» شهریار از منظر مکاتب رمانتیسم و سوررئالیسم
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
2 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد سراب، سراب، ایران
doi
10.22059/jor.2019.214044.1433چکیده
با وجود وجوه اختلاف میان ادبیات ملل جهان، روحی واحد بر آنها حاکم است؛ چراکه در حوزههای گوناگون درهم تأثیر گذاشته و از هم متأثرند. از جمله موضوعاتی که از اروپا نشئتگرفته و به طور اخص بر ادبیات معاصر ایران سایه افکند، مکاتب ادبی است؛ تاجایی که شاعران و نویسندگان زیادی را تحت تأثیر قرار داد؛ در این میان شهریار، به عنوان یکی از شاخصترین شاعران کلاسیک معاصر، به سبب آشنایی با زبان فرانسه و به تبع آن تتبع در آثار ادبی غرب، به خصوص شاتوبریان و حشرونشر با اشخاصی مثل نیما، عشقی، جعفرخامنهای و صادق هدایت، به شدت از مکاتب مختلف ادبی اروپا متأثر شده و آثار ارزشمندی را – که با عنوان مکتب شهریار مشهور است- خلق کرده است؛ از جمله این آثار که تفاوت فاحش با سبک ذاتی و شخصی شهریار دارد و ذهن خواننده را به طرف کشف این تفاوتها، سوق میدهد، منظومة هذیان دل است. نوشتة حاضر بر آن است با استناد به نظریههای موجود در کتب معتبر در زمینه مکاتب ادبی و بهرهگیری از شیوة استقرایی و بازخوانی دقیق این منظومه، به این پرسشها پاسخ دهد که آیا این منظومه، متأثر از مکتب خاصی است یا در آفرینش آن، شاعر از انواع مکاتب متأثر بوده؟ حاصل پژوهش نشان میدهد، که در این منظومه علاوه بر وجود مبانی رمانتیسم، رد پای مکتب سوررئالیسم نیز به وضوح قابل رؤیت است.