وضعیت سواد غذا و تغذیه در دانش آموزان ابتدایی غرب ایران: یک مطالعه توصیفی-تحلیلی

نویسندگان
doi
10.22034/pjms.2024.2021089.1104
چکیده

مقدمه: سواد غذا و تغذیه در سال های اخیر اهمیت فزاینده ای در تحقیقات غذا و تغذیه پیدا کرده و به عنوان یک عامل کلیدی در سلامت جمعیت و مشکلات پیچیده بهداشت عمومی در نظر گرفته شده است. هدف از این مطالعه مقطعی، بررسی وضعیت سواد غذا و تغذیه کودکان کرد 12-10 ساله در استان کردستان در غرب ایران بود. روش‌کار: در این مطالعه مقطعی داده ها با استفاده از ابزار سواد غذا و تغذیه استاندارد، جمع آوری شد. در سال 1401 بر اساس نمونه گیری خوشه ای هدفمند از دانش آموزان مقطع ابتدایی استفاده شد. نمونه گیری بر اساس نسبت مساوی دانش آموزان بر حسب جنسیت و مقطع تحصیلی در تعداد مساوی دختر و پسر و پایه های چهارم، پنجم و ششم انجام شد. تعداد کل نمونه ها 390 (پسر=195 و دختر=195) بود. افراد به همین تعداد از پایه های 5،4و6 به طور تصادفی از بین 52 مدرسه ابتدایی انتخاب شدند. در مجموع 10 مدرسه از شمال، جنوب، شرق، غرب و مرکز شهرستان بانه در استان کردستان انتخاب شدند که نیمی از آنها پسر و نیمی دختر بودند. یافته‌ها: از بین هفت حیطه سواد غذا و تغذیه، بیشترین امتیاز مربوط به حیطه دانش تغذیه سالم با میانگین ±10.8 84.5 و کمترین امتیاز مربوط به حیطه سواد برچسب تغذیه ای با میانگین 7.7± 26.9 بود. در حیطه شناختی از 390 نفر کل نمونه، حدود 10 درصد دانش آموزان و در حیطه مهارت حدود 33 درصد دانش آموزان سواد غذا و تغذیه ای پایینی داشتند. نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان دهنده شکاف بین حیطه های دانش و مهارت سطوح سواد غذا و تغذیه ای در سنین پایین است، یعنی اگرچه سطح سواد و تغذیه کودکان در حوزه دانش نسبتاً مطلوب است، اما در حوزه مهارت مناسب نیست.