واکاوی ساختار گروتسک در فانتزی‏‌های گوگول (مطالعۀ موردی شنل، دماغ)

نویسندگان

1 استادیار گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، قزوین، ایران

2 دانشجوی دکتری، رشته زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22059/jlcr.2023.360206.1934
چکیده

طنز در فانتزی‏‌های گوگول تنها انتقاد اجتماعی نیست، بلکه نویسنده با تمهیداتی خاص سعی می‌‏کند نوعی وحشت و در پاره‌‏ای مواقع خشم و اعجاب را نیز به خواننده القا کند که آثارش را به گروتسک سوق می‏‌دهد. این مقاله می‏‌کوشد به تمهیدات گوگول برای رسیدن به این خصیصه در دو اثر دماغ و شنل با رویکرد تحلیلی - ‏توصیفی و با روش استنادی بپردازد و نشان دهد گوگول با زیاده‏‌روی و اغراق در واقعیت و روی‌‏آوردن به فانتزی و پست‏‌مدرن آن را به سمت‏‌وسوی گروتسک کشانده است. او هم در عناصر داستان، هم در روش اجرا و پردازش سبک اثر و هم در محتوا به گروتسک روی آورده است. در بخش عناصر داستان با کمک تعلیق (شخصیت، مکان و ماجرا)، شخصیت‏پردازی، فضاسازی و حال و هوا به آن رسیده و در شیوۀ اجرا، فانتزی و رویکردهای پست‏مدرن را برگزیده تا با استحالۀ اشیا و اجزای بدن، شخصیتی اغراق‏‌گونه به آن‏ها بدهد و با ایجاد توهم در مخاطب، بستری برای روی‏‌آوردن به پایان باز و در نتیجه بلاتکلیفی وهم‌‏آور خواننده ایجاد کند. مرز میان واقعیت و فانتزی را در ذهن مخاطب درهم‌‏شکسته و در نهایت با عدم قطعیت، استحالۀ بدنی، ترس و خشم یا اعجاب را بر طنز برتری داده است. در این میان لحن طنز و عادی جلوه‏ دادن حوادث بعد دیگری از گروتسک زبانی ایجاد می‏‏‏‏‌کند. در حقیقت نویسنده با تغییر بافت واقعی به فانتزی و نیز روی‏ آوردن به محتوای ترسناک، در ضمنِ عملی خنده‏‌دار و شگفت‏‌انگیز و خلاف عرف، زمینۀ ترسناکی در دل وجدان بیدار آدمی افکنده تا مجموعۀ تمهیدات گروتسکی خود را کامل کند.